{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ به تو فکر میکنم خیال بوسیدنت به سرم میزند...اما...نیستی

‍ به تو فکر میکنم خیال بوسیدنت به سرم میزند...اما...نیستی و من این لبهای داغ بسته از نبودنت را به رویای بودنت نزدیک میکنم...
به تو نمیرسم میدانم آفتاب خواهد زدوجنین رویا دوباره سقط خواهد شد..نمیدانم نامش را بگذارم کابوس یا رویا...هر چه هست تلخ است از قهوه ی دم صبحی که دم میکنی هم تلخ تر..
حتی از همان حال زهرماری که من دارم هم تلخ تر است...کمی شکر به رویایم بریز مرا در فنجان بودنت حل کن بگذار فردا صبح که از خواب بر میخیزم کمی شیرین شده باشم....هر چند همیشه دلم شورمیزند وقتی درچشم این و آن شیرین میشوی...
جواد....حرامش باد هرکس جز من رویای بوسیدنت را شبها در آغوش میگیرد.
دیدگاه ها (۱)

‍ ‍ من از جنگل خاکستری اندوه برمیگشتم وقتی که تمام روز و شبه...

‍ ‍ در پشت سر من هزار و یک من دیگر هست اما زخم خورده و نیمه ...

‍ کمی نقاشی بلدی؟؟؟میتوانی با سیاه قلم بیفتی به جان بوم بی ر...

‍ ‍ ‍ .....................بلدی نقاشی بکشی؟میتوانی دلتنگی مر...

🚮🚮🚮اهمیت بدی باختیبه خودت برسسسسس…#عاشقانه #خاص #دلبرانه #عش...

تقوا یعنی چه؟#رهبر_شهید #دینداری #تقوا #جوان #گناه #ایران #خ...

پاییز

انواع گلهای آپارتمانی محوطه نهال درخت در سرعین

🩷🖇مے‌گویند فقط یک زن مے‌تواند چند ڪار را باهم انجام دهد ؛ در...

✲ رستگاری همیشه به معنای جبران گذشته نیست...✍️ : گاهی فقط به...

✲ وقتی مغزت دست از سرت برنمی‌داره...تپش قلب ، دست‌های یخ‌زده...

✲ در پایان ، آنچه از ما می‌ماند ، ردِ مهربانیِ ما بر دلِ انس...

✲ من قبول کردم که دیگر پایان خوبی در انتظارم نیست...#زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط