{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه اینکه نخواسته باشم نه

نه اینکه نخواسته باشم نه
اصلا نمیشد عاشقش نشد
هر کس دیگری هم جای من بود
عاشقش می‌شد
تمام من را یک شبه معنا کرد
شد سایه ام
شد تکیه گاهم
شد رنگ زندگی من
هوا برای نفس کشیدن
تو قلمم را ساکت کن
رهایش کنی
تا خود صبح از او مینویسد
بیچاره قلمم هم عاشقت شد
دیدگاه ها (۱)

عاشقی جرم قشنگی ستمرا دار نزنشده ام عاشق توعشق مرا جار نزنای...

نفس می‌کشم. همین. نه برای فردایی که نیامد، نه برای خاطره‌ای ...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑صبح روز بعد، جیمین زودتر از...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

لبخند قاتلپارت¹⁹ویو سلیناز وقتی از دانشگاه برگشته بودم، یه ل...

فاصله یک لبخند تا جنون

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۳صدای قدم‌های نگهبان‌ها در راهرو...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

بازی با آتیش

سناریو شوگا پارت اخر1 ماه از اون شب گذشتهیچ خبری از بحث و جد...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 6ویو ات:صبح اولین روز مدرسه رسماً یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط