{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چوپانی را پرسیدند روزگار چگونه است : گفت گوسفندانم را که

چوپانی را پرسیدند روزگار چگونه است : گفت گوسفندانم را که پشم چینی کردم ، ديدم بیشترشان گرگ بودند ...
دیدگاه ها (۴۰)

میسپرمتون دست ایزد .روزگاری خوشی پیشتون داشتم.حق پشت و پناهت...

سلام من زنداداش مهدیم این پروفایلو داده به من گفت بگم بهتون...

.

کاش مرکز اهدای جوانی هم بود…آنــــگاه تمــــــــــامِ جوانــ...

#حکایت_قدیمی عقابی بر بچه گوسفند حمله آورد و او را به چنگال ...

آیت اللهی که درحال بیهوشی پرفسوری را مسلمان کردآیت الله سیدم...

روباه کوچولوی من پارت بیست و نهم 😵꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا ...

محو زیبایی او پارت ۳۹ویو رزا یهو گرگ هارو دیدم با کاور ابی و...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁰_امشب شام توی سالن غذا‌خوری سرو میشه...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

چقدر این حکایت مطابقت بااین روزگار دارهداستان روباه دم‌بریده...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

🟢 حضرت آیت الله استاد شهید مرتضی مطهّرى از خاطرات خود در بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط