علامت های شخصیت های اصلی
علامت های شخصیت های اصلی}
علامت ات ☆
علامت املی <مامان ات> ○
علامت فیلیکس<داداش ات> □
علامت جئون جونکوک ~
علامت لونا <دوست ات> ♤
✨️خودم و خودت✨️
✨️پارت هشتم✨️
ویو ات✨️
اسنپ گرفتم ماشینی پیدا نشد میخواستم پیاده برگ که یهو جونکوک گفت
~: باشه بابا فهمیدیم بلدی منت نزاری سرمون بیا سوار شو
☆: اه اه از خداتم باشه یه دختری مثله من سوار ماشینت شده
~: از تو خوشگلترم دیدم😎
☆: هی میخوام هیچی نگم نمیزاری😒
بعد از هزارتا تیکه راه افتادیم منو رسوند خونه
☆: یکمی تندتر میومدی میمردی؟😒
~: فقط تند تند گاز میدادم که زود برسونمت قیافتو نبینم😂
☆: زهرمار با اون ماشین زپرتیت🙄😁
~: عجبا زشت به خوشگل میگه زشتی😂
☆: خودت فهمیدی چی گفتی چلغوزی🙄😏😂
~: برو تو تا جذابیتم رو نکردم تو چشمت😎
☆: برو بابا
~: بای😎
☆: گمشو دیگه اه
رفتم خونه و دراز کشیدم و یادم افتاد فردا امتحان کلاس زبان دارم نشستم یکمی خوندم و نفهمیدم کی خوابم برد
ویو جونکوک✨️
منم دیگه راه افتادم و رفتم خونه که قبل اینکه کفشمو در بیارم
دیدم که گیر سر ات دست منه همونی که توی دستش انداخته بود
میخواستم برگردم ببرم بدمش پس
که یادم افتاد اگه برم باید دوتامونم دوساعت کل کل کنیم
گفتم ولش انداختمش توی دستم و روی کاناپه پلک هام سنگین شد و خوابم برد که یهو گوشیم زنگ خورد.......
علامت ات ☆
علامت املی <مامان ات> ○
علامت فیلیکس<داداش ات> □
علامت جئون جونکوک ~
علامت لونا <دوست ات> ♤
✨️خودم و خودت✨️
✨️پارت هشتم✨️
ویو ات✨️
اسنپ گرفتم ماشینی پیدا نشد میخواستم پیاده برگ که یهو جونکوک گفت
~: باشه بابا فهمیدیم بلدی منت نزاری سرمون بیا سوار شو
☆: اه اه از خداتم باشه یه دختری مثله من سوار ماشینت شده
~: از تو خوشگلترم دیدم😎
☆: هی میخوام هیچی نگم نمیزاری😒
بعد از هزارتا تیکه راه افتادیم منو رسوند خونه
☆: یکمی تندتر میومدی میمردی؟😒
~: فقط تند تند گاز میدادم که زود برسونمت قیافتو نبینم😂
☆: زهرمار با اون ماشین زپرتیت🙄😁
~: عجبا زشت به خوشگل میگه زشتی😂
☆: خودت فهمیدی چی گفتی چلغوزی🙄😏😂
~: برو تو تا جذابیتم رو نکردم تو چشمت😎
☆: برو بابا
~: بای😎
☆: گمشو دیگه اه
رفتم خونه و دراز کشیدم و یادم افتاد فردا امتحان کلاس زبان دارم نشستم یکمی خوندم و نفهمیدم کی خوابم برد
ویو جونکوک✨️
منم دیگه راه افتادم و رفتم خونه که قبل اینکه کفشمو در بیارم
دیدم که گیر سر ات دست منه همونی که توی دستش انداخته بود
میخواستم برگردم ببرم بدمش پس
که یادم افتاد اگه برم باید دوتامونم دوساعت کل کل کنیم
گفتم ولش انداختمش توی دستم و روی کاناپه پلک هام سنگین شد و خوابم برد که یهو گوشیم زنگ خورد.......
- ۹۸۸
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط