پارت یازدهم
'پارت یازدهم'
P¹¹
پشت پسرا رفت داخل خوابگاه..
وقتی رفت داخل خوابگاه به سرعت،دراز کشید روی مبل طوسی رنگ چهره نفره جلوی تیوی.
: آخیششش..بالاخره یه مبل نرمممم.
با لحن کشیدهای درحالی که لبخندی کاملا احمقانه و از طرفی کیوت روی لبش بود گفت،انگار داشت خستگیشو در میآورد.
پسرا وقتی فلیکسو اونجوری دیدند فقط زدند زیر خنده،البته که دلشون نیومد لیکسیشون رو از روی مبل بلند کنند؛چون یه جوری روی مبل لش کرده بود که انگار صد سال بود نیومده بود خوابگاه.
سونگمین وقتی نشست روی مبل سهنفره کنار فلیکس طبق معمول خواست یکمی پسرا رو بخندونه.
-هیونگ یعنی انقدر توی بیمارستان اذیت شدی؟میگفتی خودم فراریت میدادمااا.
همه خندیدند،و فلیکس درحالی که به پهلو چپش میخوابید آرنج دست سالمشو روی مبل تکیه گاه کرد و سرشو به گذاشت رو دستش.(فهمیدید چطوری خوابیده دیگه ایشالا؟🫠)
:نه بابا سونگی،فقط اونجا راحت نمیتونستم روی تختم قلت بخورم.(امیدوارم درست نوشته باشمـ.😭)
یهویی هیونجین گفت:حیف که دستت شکست لیکسی..دیگه نمیتونی برامون از اون شیرینی های به اسم،خوشمزه درست کنی.
بعدم هم خودش هم بقیه پسرا زدند زیر خنده.
بنگچان که بالاخره خیالش از فلیکس راحت شده بود لب باز کرد:ولی جدی خوب شد که سریع برگشتی خوابگاه.
چانگبین هم تایید کرد و جونگین هم گفت:آره،اگه هیونگ نمیومد فکر کنم واقعا خوابگاه ساکت میشد.
فلیکس هم فقط لبخندی زد و جواب داد:خب خداروشکر فعلا که سالمم،بعدم واقعا نمیتونستم زیاد تو بیمارستان بمونم...آها راستی چان هیونگ گفته بودی میخواستی یه چیزی درمورد حرف های جیوایپی بهم بگی.
چان با این حرف فلیکس،یاد صحبت های جیوایوی افتاد که اون شب تصادف گفته بود. موهاشو داد عقب و نفس عمیقی رو از بین لباش داد بیرون.
-خب...داشت میگفتش که برای کامبک بعدی که احتمالا..توی این چند روز اخیر باید کاراش رو شروع کنم،باید استیج خفنتری داشته باشیم و برای اینـ..
یه نفس عمیق دیگهای کشید و سرشو گذاشت روی دسته مبل و ادامه داد:باید تمرینات بیشتری داشته باشیم که اونم با این وضعیت دست تو..خودت میدونی نمیتونی داخل تمرینات شرکت کنی مگه نه لیکس؟
فلیکس وقتی داشت به حرفای چان هیونگش گوش میداد..لبخند از روی لبش محو شد.
تا همین الانم اسکیز گروهی بودند که خفنترین استیجها رو داشتند،بو براشکلی سعی و تمرین میکردند؛حالا دیگه چقدر باید بیشتر به گروهشون فشار میومد؟ازشون توقع بیشتری داشتند،اما الان این مهم بود که فلیکس با این وضعیت دستنش نمیتونه هیچ اجرایی داشته.
چطوری قراره بدون یه عضو مهم استیجهای خفنتری داشته باشند؟!
_Soki.
-از اونجایی که شرایط قبلی رو زود رسوندید،شرایط این پارت:
-۳۰تا لایک.
-۲۰تا کامنت.
منم تا اون موقع اگه وقت بشه درخواستی ها رو مینویسم،اگه نشد شرمنده:(😭🎀
#فلیکس #سناریو #چندپارتی #استریکیدز #فیک #کیپاپ
P¹¹
پشت پسرا رفت داخل خوابگاه..
وقتی رفت داخل خوابگاه به سرعت،دراز کشید روی مبل طوسی رنگ چهره نفره جلوی تیوی.
: آخیششش..بالاخره یه مبل نرمممم.
با لحن کشیدهای درحالی که لبخندی کاملا احمقانه و از طرفی کیوت روی لبش بود گفت،انگار داشت خستگیشو در میآورد.
پسرا وقتی فلیکسو اونجوری دیدند فقط زدند زیر خنده،البته که دلشون نیومد لیکسیشون رو از روی مبل بلند کنند؛چون یه جوری روی مبل لش کرده بود که انگار صد سال بود نیومده بود خوابگاه.
سونگمین وقتی نشست روی مبل سهنفره کنار فلیکس طبق معمول خواست یکمی پسرا رو بخندونه.
-هیونگ یعنی انقدر توی بیمارستان اذیت شدی؟میگفتی خودم فراریت میدادمااا.
همه خندیدند،و فلیکس درحالی که به پهلو چپش میخوابید آرنج دست سالمشو روی مبل تکیه گاه کرد و سرشو به گذاشت رو دستش.(فهمیدید چطوری خوابیده دیگه ایشالا؟🫠)
:نه بابا سونگی،فقط اونجا راحت نمیتونستم روی تختم قلت بخورم.(امیدوارم درست نوشته باشمـ.😭)
یهویی هیونجین گفت:حیف که دستت شکست لیکسی..دیگه نمیتونی برامون از اون شیرینی های به اسم،خوشمزه درست کنی.
بعدم هم خودش هم بقیه پسرا زدند زیر خنده.
بنگچان که بالاخره خیالش از فلیکس راحت شده بود لب باز کرد:ولی جدی خوب شد که سریع برگشتی خوابگاه.
چانگبین هم تایید کرد و جونگین هم گفت:آره،اگه هیونگ نمیومد فکر کنم واقعا خوابگاه ساکت میشد.
فلیکس هم فقط لبخندی زد و جواب داد:خب خداروشکر فعلا که سالمم،بعدم واقعا نمیتونستم زیاد تو بیمارستان بمونم...آها راستی چان هیونگ گفته بودی میخواستی یه چیزی درمورد حرف های جیوایپی بهم بگی.
چان با این حرف فلیکس،یاد صحبت های جیوایوی افتاد که اون شب تصادف گفته بود. موهاشو داد عقب و نفس عمیقی رو از بین لباش داد بیرون.
-خب...داشت میگفتش که برای کامبک بعدی که احتمالا..توی این چند روز اخیر باید کاراش رو شروع کنم،باید استیج خفنتری داشته باشیم و برای اینـ..
یه نفس عمیق دیگهای کشید و سرشو گذاشت روی دسته مبل و ادامه داد:باید تمرینات بیشتری داشته باشیم که اونم با این وضعیت دست تو..خودت میدونی نمیتونی داخل تمرینات شرکت کنی مگه نه لیکس؟
فلیکس وقتی داشت به حرفای چان هیونگش گوش میداد..لبخند از روی لبش محو شد.
تا همین الانم اسکیز گروهی بودند که خفنترین استیجها رو داشتند،بو براشکلی سعی و تمرین میکردند؛حالا دیگه چقدر باید بیشتر به گروهشون فشار میومد؟ازشون توقع بیشتری داشتند،اما الان این مهم بود که فلیکس با این وضعیت دستنش نمیتونه هیچ اجرایی داشته.
چطوری قراره بدون یه عضو مهم استیجهای خفنتری داشته باشند؟!
_Soki.
-از اونجایی که شرایط قبلی رو زود رسوندید،شرایط این پارت:
-۳۰تا لایک.
-۲۰تا کامنت.
منم تا اون موقع اگه وقت بشه درخواستی ها رو مینویسم،اگه نشد شرمنده:(😭🎀
#فلیکس #سناریو #چندپارتی #استریکیدز #فیک #کیپاپ
- ۹.۹k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط