شبخاص
"شبخاص"
'پارتدهم'
P¹⁰
حالا که دقت میکرد..یهچیزی درمورد ا.ت خیلی توجهشو جلب میکرد...
وقتی ا.ت رو دید با اون وضعیتش بازم ا.ت از نظرش زیبا بود. انگار یه زیبایی طبیعی خاصی داشت که برعکس بقیه افرادی که فکر میکرد فقط با میکاپ خوشگلن،ا.ت به طرز عجیبی حتی با وجود اون تصادف ظاهری آراسته و مرتب داشت که یه قشنگی جالبی شاید شبیه...معصومیت؟آره احتمالا شبیه به معصومیت داشت که در عین حال جذابیت خاص خودش رو داشت.
حالا که میخواست اولین دیدارشون رو مرور کنه،یهلحظه یاد این افتاد که ا.ت واقعا نسبت به کسی که تصادف کرده و یه مرد باعث شده پاش بشکنه و از کنسرتش عقب بیوفته خیلی مودب و مهربون با فلیکس برخورد کرد.
خودِ فلیکس تعجب کرد. چون توقع داشت واقعا اونجا انقدر به فحش کشیده بشه که مجبور بشه چندین بار بهش تعظیم کنه و ازش معذرت بخواد اما رفتار ا.ت..خیلی خوب بود،با اینکه تیکه کوچیکی بهش انداخته بود اما حال دستش هم رو پرسیده بود.
وقتی بهیاد حرف ا.ت افتاد خنده کوچیکی روی لباش نقش بست:
«آره کنسرت داشتیم،و خیلی خوب میشد اگه میتونستم داخلش شرکت کنم اما فعلا که به لطف پای شکستهام نمیشه.»
شاید در اصل منظورش از «پای شکستهام» پایی بود که به لطف فلیکس شکسته بود اما بازم به طرز عجیبی اولین مکالمه ا.تو فلیکس اونجوری که فکر میکرد نبود و شایدم...
فلیکس توی همین فکرها درحالی که لبخندی روی لباش چسبیده بود،و سرش رو به پنجره دودی ون تکیه داده بود که با صدای چانگبین از افکارش اومد بیرون.
-لیکس به چی میخندی؟انقدر تو بیمارستان بهت بد گذشته که وقتی اومدی بیرون مثل پاپیها میخندی؟اصلا نفهمیدی رسیدیم خوابگاه هاااا. پاشو دیگه،پاشو بیا بیرون.
وقتی اینو گفت فلیکس فقط خندید و با جمله «باشه هیونگ اومدم بابا،اومدم» از در طرف خودش پیاده شد و اومد پایین و پشت بقیه پسرا رفت داخل...
_Soki.
-سلام بانوها...دیگه به اسرار خیلیهاتون موندم و امیدوارم،واقعا به حرف هاتون عمل کنید و حمایتم کنید:)👀✨ ببخشید این پارت کوتاه شد،هم شرمنده شدم که کوتاه شد هم چون دیر گذاشتم. ولی سعی میکنم براتون زود بنویسم؛و راستییییی یه تصمیمی گرفتم. از این به بعد برای پارت بعد شرایط داریم. شرایط این پارت:
-۲۰تا لایک.
-۱۵تا کامنت.
شرایط رو برسونید،منم انرژی میگیرم و زودی براتون میزارم؛)
بوس،بای:)😽🫂
#فلیکس #سناریو #چندپارتی #استریکیدز #فیک #کیپاپ
'پارتدهم'
P¹⁰
حالا که دقت میکرد..یهچیزی درمورد ا.ت خیلی توجهشو جلب میکرد...
وقتی ا.ت رو دید با اون وضعیتش بازم ا.ت از نظرش زیبا بود. انگار یه زیبایی طبیعی خاصی داشت که برعکس بقیه افرادی که فکر میکرد فقط با میکاپ خوشگلن،ا.ت به طرز عجیبی حتی با وجود اون تصادف ظاهری آراسته و مرتب داشت که یه قشنگی جالبی شاید شبیه...معصومیت؟آره احتمالا شبیه به معصومیت داشت که در عین حال جذابیت خاص خودش رو داشت.
حالا که میخواست اولین دیدارشون رو مرور کنه،یهلحظه یاد این افتاد که ا.ت واقعا نسبت به کسی که تصادف کرده و یه مرد باعث شده پاش بشکنه و از کنسرتش عقب بیوفته خیلی مودب و مهربون با فلیکس برخورد کرد.
خودِ فلیکس تعجب کرد. چون توقع داشت واقعا اونجا انقدر به فحش کشیده بشه که مجبور بشه چندین بار بهش تعظیم کنه و ازش معذرت بخواد اما رفتار ا.ت..خیلی خوب بود،با اینکه تیکه کوچیکی بهش انداخته بود اما حال دستش هم رو پرسیده بود.
وقتی بهیاد حرف ا.ت افتاد خنده کوچیکی روی لباش نقش بست:
«آره کنسرت داشتیم،و خیلی خوب میشد اگه میتونستم داخلش شرکت کنم اما فعلا که به لطف پای شکستهام نمیشه.»
شاید در اصل منظورش از «پای شکستهام» پایی بود که به لطف فلیکس شکسته بود اما بازم به طرز عجیبی اولین مکالمه ا.تو فلیکس اونجوری که فکر میکرد نبود و شایدم...
فلیکس توی همین فکرها درحالی که لبخندی روی لباش چسبیده بود،و سرش رو به پنجره دودی ون تکیه داده بود که با صدای چانگبین از افکارش اومد بیرون.
-لیکس به چی میخندی؟انقدر تو بیمارستان بهت بد گذشته که وقتی اومدی بیرون مثل پاپیها میخندی؟اصلا نفهمیدی رسیدیم خوابگاه هاااا. پاشو دیگه،پاشو بیا بیرون.
وقتی اینو گفت فلیکس فقط خندید و با جمله «باشه هیونگ اومدم بابا،اومدم» از در طرف خودش پیاده شد و اومد پایین و پشت بقیه پسرا رفت داخل...
_Soki.
-سلام بانوها...دیگه به اسرار خیلیهاتون موندم و امیدوارم،واقعا به حرف هاتون عمل کنید و حمایتم کنید:)👀✨ ببخشید این پارت کوتاه شد،هم شرمنده شدم که کوتاه شد هم چون دیر گذاشتم. ولی سعی میکنم براتون زود بنویسم؛و راستییییی یه تصمیمی گرفتم. از این به بعد برای پارت بعد شرایط داریم. شرایط این پارت:
-۲۰تا لایک.
-۱۵تا کامنت.
شرایط رو برسونید،منم انرژی میگیرم و زودی براتون میزارم؛)
بوس،بای:)😽🫂
#فلیکس #سناریو #چندپارتی #استریکیدز #فیک #کیپاپ
- ۶.۹k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط