ای کاش چشم ناز تو رسوا شود شبی
ای کاش چشم ناز تو رسوا شود شبی
تاریک مثل من تک و تنها شود شبی
باور نمی کند دل بی تاب من هنوز
زندان مصر جای زلیخا شود شبی
"هرکس که با فریب تو را خام کرد و برد"
بی شک که با جفای تو شیدا شود شبی
آری خیال چشم تو دیوانه می کند
فرهاد غرق شیون و ها ها شود شبی
آزاد شد دلت؟ نه ببین بی هوا پرید
مرغِ تو سهم بی سر و بی پا شود شبی
بخشیدمت برو که تو شاید وفا کنی
"تا بغض، از گلوی دلم، وا شود شبی"
سرگشته
تاریک مثل من تک و تنها شود شبی
باور نمی کند دل بی تاب من هنوز
زندان مصر جای زلیخا شود شبی
"هرکس که با فریب تو را خام کرد و برد"
بی شک که با جفای تو شیدا شود شبی
آری خیال چشم تو دیوانه می کند
فرهاد غرق شیون و ها ها شود شبی
آزاد شد دلت؟ نه ببین بی هوا پرید
مرغِ تو سهم بی سر و بی پا شود شبی
بخشیدمت برو که تو شاید وفا کنی
"تا بغض، از گلوی دلم، وا شود شبی"
سرگشته
- ۷۰۴
- ۳۰ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط