{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاک نشین ره میخانه ام

خاک نشین ره میخانه ام
خانه خراب دل دیوانه ام

زان که به میخانه به جز یار نیست
کشمکش صفحه و زنار نیست

هر چه در آنجاست بود در خروش
جام می و می زده و می فروش

حسرت بگذشته و آینده نیست
جز به ره عشق کسی بنده نیست

ای که به دام تو اسیرم ، اسیر
لذت دیوانگی از من نگیر

بنده عشقم کن و نامم بده
خاک رهم ساز و مقامم بده
دیدگاه ها (۴)

هر چه می خواهی بزن بر جان احساسم تبرمن که تی پا خورده ی عشقم...

عاقبت عاشق شدم، تقصیردریا بود و تو موجهای قلب من تعبیر دریا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط