خاک نشین ره میخانه ام
خاک نشین ره میخانه ام
خانه خراب دل دیوانه ام
زان که به میخانه به جز یار نیست
کشمکش صفحه و زنار نیست
هر چه در آنجاست بود در خروش
جام می و می زده و می فروش
حسرت بگذشته و آینده نیست
جز به ره عشق کسی بنده نیست
ای که به دام تو اسیرم ، اسیر
لذت دیوانگی از من نگیر
بنده عشقم کن و نامم بده
خاک رهم ساز و مقامم بده
خانه خراب دل دیوانه ام
زان که به میخانه به جز یار نیست
کشمکش صفحه و زنار نیست
هر چه در آنجاست بود در خروش
جام می و می زده و می فروش
حسرت بگذشته و آینده نیست
جز به ره عشق کسی بنده نیست
ای که به دام تو اسیرم ، اسیر
لذت دیوانگی از من نگیر
بنده عشقم کن و نامم بده
خاک رهم ساز و مقامم بده
- ۲.۱k
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط