{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوشته بودی بارِ سنگینِ این دوستی را نمی توانی تحمل کنی. ن

نوشته بودی بارِ سنگینِ این دوستی را نمی توانی تحمل کنی. نوشته بودی حرف‌ها و نظرات من شکنجه ات میدهد. نوشته بودی گاهی دوستی و صمیمیت می تواند آزار دهنده باشد.
طبیعتا انتظار چنین پیام زهرآلودی را از هر کسی، از هر کسی داشتم غیر از تو. یک پیام در دو خط کوتاه که حتی نمی دانی چطور از سهمگینی و بی انصافی خفته در تک تک کلمات فقط به شوکه شدن بسنده کنی و پس نیفتی.
شاید بازی دنیا اینگونه است که این اتفاق به هر جهت برای همه می افتد. شاید در پیشانی نوشت هر رابطه ای چند فقره از این جور پیام ها هست. شاید من تنها کسی نیستم که بعد از یک دوستی چندین ساله و پس از رابطه ای که حداقل به زعم من عمیق و جدی بود، یک نیمه شب سرد زمستانی چنین پیامی را دریافت کنم.

برایم نوشته ای که به رهایی فکر میکنی.... رهایی محبوبم؟ رهایی؟ ..... رهایی از منی که حتی شیفته نبودن آدمها هستم ؟
چه باید می‌‌کردم رفیق بزرگوارم؟؟
رهایت کردم .... خداحافظ
دیدگاه ها (۱)

وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست نگفتم : عزیزم ، این کار را نک...

و من هنوز هم لذت با تو بودن را با هیچ چیز عوض نمیکنمدوست داش...

ما آمده‌ایم تا با حضورمان جهان را دگرگون کنیم !نیامده‌ایم تا...

و آن کسی را که دوست دارینصف دیگر تو نیستاو توییاما جایی دیگر...

@nphotography

BTS Reaction | وقتی شب دیر میای خونهنامجون:همین که وارد می‌ش...

حتما خونده بشه👍🏻توضیحاتی راجب فیک:خب جوجوها!من برای نوشتن هر...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 4 لورنزوداشتم تو خونه استراحت می‌کردم که...

ادامه پارت ۲۵

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۹بعد از کافه، بدون برنامه مشخصی توی خی...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱ اگر کسی از بیرون به رابطه‌ی لیا و نام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط