تک پارتی جیمین
آه جیمین زودتر برو اااااا جیغغغغغغغغغغغغ
جیمین باشه عزیزم طاقت بیار کم مونده
ا/ت جیمینا جیغغغغغغغغغغغغ
بعد از 5 دقیقه رسیدیم بیمارستان زود ا/ت رو بغل کردم پرستار ها بردنش اتاق عمل زود گوشیم رو درآوردم و چند بار پشت سر هم به مامانم زنگ زدم که آخرش باز کرد ا/ت توی اتاق جیغغغ کشید که صداش تا اینجا اومد مامانم نگران پرسید
جیمین چی شده نصف شب زنگ زدی حال تو و همسرت خوبه د بگو دیگه
جیمین مامان ا/ت داره زایمان میکنه تازه آوردمش من خیلی استرس دارم
باشه باشه پسرم ای کاش الان اونجا بودیم بیا گوشی رو میدم بابات من میرم تا واستون دعا کنم
باشه گوشی رو داد پدرم یکم باهام حرف زد واقعا استرسم کم شد چون میگفت خودشم قبلا سر تولد من اینجوری شده 2ساعت گذشت ولی هنوز هیچ کی نیومد بیرون دیگه داشتم دیونه میشدم که آخرش دکتر از اون اتاق کوفتی اومد بیرون دویدم سمتش دکتر حال همسرم چطوره
دکتر نگران نباشید هم همسرتون هم بچتون حالش خوبه لطفا با من بیاید تا بریم برگه هلی بیمارستان رو حل کنیم
جیمین بله با دکتر رفتم و کارهایی که گفتن رو انجام دادیم بعد برگشتم دیدم که دخترمون توی بغل ا/ت نشسته اومدم نزدیکتر دست ا/ت رو گرفتم به دخترمون نگاه کردم وای خدای من تو چقدر خوشگلی
درست مثل مامانش
نخیرم درست شبیه پدرش هست خیلی کیوت و خوشگل مگه نه هوم
جیمین در رو زدن بیاین تو پسرا و خوانوادم با یه دسته گل اومدن تو گل رو به ا/ت دادن خودشون هم نشستن
مامان جیمین دخترم حالت خوبه درد که نداری
ا/ت نه مامان من خوبم دخترمون هم خوبه
مامان جیمین بده نگاه کنم وای خدا ا/ت چقدر شبیه تو هست
پدر جیمین آره درست کپی ا/ت هست
جیمین نخیرم دخترم فقط شبیه خودمه
کوک داداش نمیتونه چیزی بگی آخه ببین چقدر کیوته
معلومه که شبیه ا/ت
تهیونگ آره اینش هم خیلی خوبه امیدوارم رفتارش هم شبیه ا/ت باشه وگرنه خیلی تنبل میشه 😂😂😂
جیمین تهیونگ من کجام تنبله
کوک 😂😂😂😂😂😂😂
پایان
جیمین باشه عزیزم طاقت بیار کم مونده
ا/ت جیمینا جیغغغغغغغغغغغغ
بعد از 5 دقیقه رسیدیم بیمارستان زود ا/ت رو بغل کردم پرستار ها بردنش اتاق عمل زود گوشیم رو درآوردم و چند بار پشت سر هم به مامانم زنگ زدم که آخرش باز کرد ا/ت توی اتاق جیغغغ کشید که صداش تا اینجا اومد مامانم نگران پرسید
جیمین چی شده نصف شب زنگ زدی حال تو و همسرت خوبه د بگو دیگه
جیمین مامان ا/ت داره زایمان میکنه تازه آوردمش من خیلی استرس دارم
باشه باشه پسرم ای کاش الان اونجا بودیم بیا گوشی رو میدم بابات من میرم تا واستون دعا کنم
باشه گوشی رو داد پدرم یکم باهام حرف زد واقعا استرسم کم شد چون میگفت خودشم قبلا سر تولد من اینجوری شده 2ساعت گذشت ولی هنوز هیچ کی نیومد بیرون دیگه داشتم دیونه میشدم که آخرش دکتر از اون اتاق کوفتی اومد بیرون دویدم سمتش دکتر حال همسرم چطوره
دکتر نگران نباشید هم همسرتون هم بچتون حالش خوبه لطفا با من بیاید تا بریم برگه هلی بیمارستان رو حل کنیم
جیمین بله با دکتر رفتم و کارهایی که گفتن رو انجام دادیم بعد برگشتم دیدم که دخترمون توی بغل ا/ت نشسته اومدم نزدیکتر دست ا/ت رو گرفتم به دخترمون نگاه کردم وای خدای من تو چقدر خوشگلی
درست مثل مامانش
نخیرم درست شبیه پدرش هست خیلی کیوت و خوشگل مگه نه هوم
جیمین در رو زدن بیاین تو پسرا و خوانوادم با یه دسته گل اومدن تو گل رو به ا/ت دادن خودشون هم نشستن
مامان جیمین دخترم حالت خوبه درد که نداری
ا/ت نه مامان من خوبم دخترمون هم خوبه
مامان جیمین بده نگاه کنم وای خدا ا/ت چقدر شبیه تو هست
پدر جیمین آره درست کپی ا/ت هست
جیمین نخیرم دخترم فقط شبیه خودمه
کوک داداش نمیتونه چیزی بگی آخه ببین چقدر کیوته
معلومه که شبیه ا/ت
تهیونگ آره اینش هم خیلی خوبه امیدوارم رفتارش هم شبیه ا/ت باشه وگرنه خیلی تنبل میشه 😂😂😂
جیمین تهیونگ من کجام تنبله
کوک 😂😂😂😂😂😂😂
پایان
۱۳۷.۸k
۱۷ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.