باران میباردازدرزهای کفش کهنه کودکی سردی باران را وقتی که
باران میباردازدرزهای کفش کهنه کودکی سردی باران را وقتی که ازکنارنانوایی ردمیشدازنگاه ناتوان برای خرید نان داغ،عشق رادیدم که درچشمانش به مرواریدشبیه تربود!خدایابه آسمانت چیزی بگو!
- ۴۶۱
- ۰۹ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط