پارت سوم
پارت سوم
+اوپا....اینا چرا دارن بهمون نگاه میکنن؟
-توجه نکن آدم احمق اینجا زیاده
سری تکون داد
روی میز همیشگی نشستم و گارسون رو صدا کردم
-چی می خوری؟
+نمی دونم....راستش نمی دونم اینا چه غذاهایین
-چیزی که من می خورم میگم برای تو هم بیارن...خوشمزه اس ازش خوشت میاد
+باشه...
گارسون اومد و من سفارشا رو دادم
با من با احترام صحبت می کرد اما وقتی که داشت می رفت یه جوری به ا/ت نگاه کرد انگار موجود فضاییه
اگه می دونستن اون خواهرمه دیگه جرئت نمی کردن اینجوری نگاهش کنن!
.....
+اوپا خیلی خوشمزه بود ممنونم بابت غذا
-خوشحالم که خوشت اومده
×به به آقای مین
با صدای آقای یانگ به طرفش برگشتم و باهاش به نماد احترام دست دادم
-چطورید آقای یانگ
×ممنونم پسرم....من اومده بودم با برادرم اینجا غذا بخورم راستی کارای شرکت خوب پیش میره؟
-به لطف شما و همکارای دیگه اوضاع سودِ شرکت خیلی خوب پیش میره
×خیلیم خوب....آقای مین چیشده که از کمک به فقیر فقرا یاد کردین؟*به ا/ت نگاه می کنه*
می تونستم بگم صورتم از عصبانیت قرمز شده بود و می تونست الان منفجر بشه!
-آقای یانگ لطفا احترامتونو نگه داریم ما همکاریم! این دختر خواهرمه واقعا براتون متاسفم که فقط ظاهر آدمارو میبینین*عصبی*
×چ....چی گفتی؟؟؟ اون خواهرته؟؟؟ پس من چرا تا حالا ندیدمش؟؟
-به خاطر دلایل شخصی خانوادگیمون! من اونو تازه از خوابگاه آوردم قراره ببرمش خونمون شما هم دیکه به خواهرم به احترامی نکنید به حرمت همکار بودنمون!
دست ا/ت رو کشیدم و با هم از اونجا رفتیم
اینم دوتا پارت امروز من واقعا شرمنده ام که یادم رفت بذارم براتون🚶🏻♀️
اگه حمایتا بالا باشه شب دوباره پارت میذارم
+اوپا....اینا چرا دارن بهمون نگاه میکنن؟
-توجه نکن آدم احمق اینجا زیاده
سری تکون داد
روی میز همیشگی نشستم و گارسون رو صدا کردم
-چی می خوری؟
+نمی دونم....راستش نمی دونم اینا چه غذاهایین
-چیزی که من می خورم میگم برای تو هم بیارن...خوشمزه اس ازش خوشت میاد
+باشه...
گارسون اومد و من سفارشا رو دادم
با من با احترام صحبت می کرد اما وقتی که داشت می رفت یه جوری به ا/ت نگاه کرد انگار موجود فضاییه
اگه می دونستن اون خواهرمه دیگه جرئت نمی کردن اینجوری نگاهش کنن!
.....
+اوپا خیلی خوشمزه بود ممنونم بابت غذا
-خوشحالم که خوشت اومده
×به به آقای مین
با صدای آقای یانگ به طرفش برگشتم و باهاش به نماد احترام دست دادم
-چطورید آقای یانگ
×ممنونم پسرم....من اومده بودم با برادرم اینجا غذا بخورم راستی کارای شرکت خوب پیش میره؟
-به لطف شما و همکارای دیگه اوضاع سودِ شرکت خیلی خوب پیش میره
×خیلیم خوب....آقای مین چیشده که از کمک به فقیر فقرا یاد کردین؟*به ا/ت نگاه می کنه*
می تونستم بگم صورتم از عصبانیت قرمز شده بود و می تونست الان منفجر بشه!
-آقای یانگ لطفا احترامتونو نگه داریم ما همکاریم! این دختر خواهرمه واقعا براتون متاسفم که فقط ظاهر آدمارو میبینین*عصبی*
×چ....چی گفتی؟؟؟ اون خواهرته؟؟؟ پس من چرا تا حالا ندیدمش؟؟
-به خاطر دلایل شخصی خانوادگیمون! من اونو تازه از خوابگاه آوردم قراره ببرمش خونمون شما هم دیکه به خواهرم به احترامی نکنید به حرمت همکار بودنمون!
دست ا/ت رو کشیدم و با هم از اونجا رفتیم
اینم دوتا پارت امروز من واقعا شرمنده ام که یادم رفت بذارم براتون🚶🏻♀️
اگه حمایتا بالا باشه شب دوباره پارت میذارم
۳۲.۲k
۰۲ اسفند ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱۶)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.