{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک‌پارتی — «آشپزی‌ای که فاجعه شد» 🍳😂

تک‌پارتی — «آشپزی‌ای که فاجعه شد» 🍳😂

قرار بود اعضا برای یک برنامه، خودشون غذا درست کنن.

جین: خوشکله، امروز من سرآشپزم! 😎

ا/ت: پس من از همین الان نگرانم. 😂

شوگا: پیشی، من فقط نظارت می‌کنم.

جیهوپ: سانشاینم، من مسئول دسرم! ☀️

جیمین: موچی کوچولو، بیا با هم مواد رو آماده کنیم.

تهیونگ: بچه کوچولو، من فقط سیب‌زمینی‌ها رو خرد می‌کنم.

جونگ‌کوک: بچه، من همه‌چی رو بلدم! 😎

نامجون: مکنه‌ی گروه... آخرین بار که گفتی اینو، نصف آشپزخونه به هم ریخت. 😂

نیم ساعت بعد...

ا/ت: بچه‌ها... چرا سوپ بنفشه؟! 😭

جین: چون خلاقیت به خرج دادم! 😂

شوگا: پیشی، اون خلاقیت نیست. اون فاجعه‌ست.

جیهوپ: سانشاینم، دسر من حداقل خوبه!

جیمین: موچی کوچولو، امتحانش نکن...

ا/ت: چرا؟

جیمین: چون خودمم نمی‌دونم چی درست کردم. 😭😂

تهیونگ با یک بشقاب وارد شد.

تهیونگ: بچه کوچولو، غذای من آماده‌ست!

همه به بشقاب نگاه کردند.

جونگ‌کوک: بچه... این غذاست یا پروژه هنری؟ 😂

نامجون: مکنه‌ی گروه، فکر کنم بهتره سفارش غذا بدیم.

ا/ت: موافقم! 😂

جین: ولی من هنوز به غذام ایمان دارم!

شوگا: خوش به حالت. غذات به خودش ایمان نداره. 😂

همه از خنده منفجر شدند و در نهایت تصمیم گرفتند آشپزی رو تعطیل کنن و شب رو با سفارش غذا و فیلم دیدن بگذرونن. 🍕🎬💜

😂🔥 پایان 🔥😂

نویسنده: الیسا ✍️💜
دیدگاه ها (۰)

تک‌پارتی — «سفر یک‌روزه» 🚌💜 صبح زود همه جلوی ماشین جمع شده ب...

تک‌پارتی — «چرا بهمون نگفتی؟» 🎓💜 چند هفته بود ا/ت به دانشگاه...

تک‌پارتی — «مأموریت فرار از استودیو» 😎🔥 بعد از چند ساعت تمری...

تک‌پارتی — «رازِ جعبه‌ی قرمز» ❤️‍🔥 بعد از تمرین، ا/ت وارد ات...

تک‌پارتی — «یک شب بدون دوربین» 🌙✨ بعد از یک روز شلوغ، بالاخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط