{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میترسم از جدایی

میترسم از جدایی

میترسم از سکوت وتنهایی

میترسم خاطره روزهای با تو بودن را به دوش کشم

میترسم با دست خود، پای خود را به زنجیر کشم

میترسم در سرزمین غریب ،بی تو با دلی شکسته

به انتظار نشینم

آه کشم وحسرت روزهای با تو بودن را بخورم

میترسم از زندگی

میترسم از بی وفایی

میترسم از جدایی ...........باور کن
دیدگاه ها (۲۷)

سنگ قبر عشق من باشد کجا ؟!نبش قبرش میکنم ،خواهم تورامن برای ...

فقط چند لحظه کنارم بشین یه رویای کوتاه، تنها همینته آرزوهای ...

برگ از درخت خسته میشهپاییز همش بهونه ست......

غریبه بود،آشنا شدعادت شد،عشق شد....هستی شدروزگار شد،خسته شدب...

ایها_العزیز روزهای‌چشم‌براهی السلام علیک یا صاحب الزمانيک عم...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و چهارم: سمفونیِ سکوت و اعترافِ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁸ویو: جونگ‌کوکبعد از اینکه جمله‌م...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط