{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت.۹
ویو ا.ت
(هردو اماده شدن..اتفاق خاصی نیوفتاد)
از اتاق اومدیم بیرون....به سمت در خروجی رفتیم..سوارِ ماشین شدیم...و حرکت کردیم...وقتی به کاخ داداشم رسیدیم کوک گفت.
کوک. ا.ت اینجا چقدر دارکه..
ا.ت. اوهوم..ما هم بزودی اینجا میایم..
کوک. چی؟
ا.ت. خونه اصلی من اینجاست...اون یکی از عمارت هامه..
کوک. اها...
راننده در رو برامون باز کرد...اول کوک بیرون رفت همون طوری که تمرین کردیم...منم پیاده شدم و بازو تتو شدش رو گرفتم...بهش گفته بودم..سرد و با ابهت باشه... اونم الان اینطوری بود..اوفففف اصن جوننننن...وارد محوطه شدیم...همه به ما خیره شدن..هه عجب...نگاهی به داداشم که سر میزِ سلطنتی نشسته...
با ابهت،خنثی،اخم کمرنگ، اصن چی بگم...این از جونگ کوک اون از داداشم...هردو مون رو میزِ سلطنتی نشستیم...
جونگ هی. چه خبر از داماد عزیز؟
کوک. خو...
ا.ت. وایسا وایسا...داماد؟
جونگ هی. بله داماد...
کوک. یعنی چی؟
جونگ هی. تو امشب دوست پسر ا.ت هستی ولی به زودی میشی شوهرش....
ا.ت. جاننننن؟
کوک. اما من انسانم
ا.ت. منم خون آشامم
جونگ هی. اشکال نداره...من از این پسر خوشم میاد..خوبه بشه دامادم...
ا.ت. هوممم..باشه قبوله..
کوک. هرچی شما بخواین!
داشتیم حرف میزدیم که آقای هوانگ اومد جلو
جونگ هی. اَههه...باز این فضوللل(اروم)
هوانگ. به به مستر جانگ انسان راه دادی؟
جونگ هی. فضولیش به تو یکی نیومده...(سرد)
هوانگ. اوه مستر مثل اینکه برات مهمه..
جونگ هی. چرا دامادم برام مهم نباشه؟(یه تا اَبروش رو داده بالا)
هوانگ. داماد(تعجب ترس)
جونگ هی. اره پس فردا عروسیشونه...
هوانگ.واقعا؟
جونگ هی. لشتو جم کن...بروووو
هوانگ رفت..منو کوک برگشتیم طرفش..
کوک. چی شد؟
جونگ هی. پس فردا عروسیتونه...
ا.ت. داداش ما وقت نمیکنیم...
جونگ هی تالار با من شما وسایل مورد نیاز جز لباس عروس و داماد..مثلِ ...لباس خواب زنونه و مردونه، ژل روان کننده و کان*دوم
ا.ت. هعیییی
جونگ هی. باشه باشه..اوو جونگ کوک رو ببین..قرمز شده...
کوک. نه فقط..هوا گرمه
جونگ هی. اینجا اتاق هستا
ا.ت. جونگهیییییی
جونگ هی. اوکی
ادامه دارد......
شرایط پارت بعد...
لایک:۱۰
دیدگاه ها (۱۰)

پسرِ آدمیزادپارت.۱۰ویو ا.تصدای موزیک ملایم به گوشِمون رسید.....

پسرِ آدمیزادپارت.۱۱ویو ا.تبا خستگی...وارد عمارت شدیم...رفتیم...

پسرِ آدمیزادپارت.۸ویو ا.تآماده شدیم و از خونه خارج شدیم...کو...

پسرِ آدمیزادپارت.۷ویو ا.تبا تابش نور به چشم هام آروم بازِشو...

پارت ۱۶🖤❤️خوناشام خشن من ❤️🖤ادامه ی ویو ا/تا/ت : غذا درست کن...

پارت ۷🖤❤️خوناشام خشن من ❤️ 🖤جونگ کوک : بسه دیگه دراز بکشا/ت:...

وقتی باهاش..... درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط