{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی شعر مستم میکند

بوی شعر مستم میکند
بوی شعر همراهیم میکند
بی هیچ توقعی ...رضایی
اگر بدنیا نمی آمدم
هر یک از استخوانهایم از آن دیگری است؛

و شاید که آنها را دزدیده ام...

و فکر می کنم اگر من به دنیا نیامده بودم

شاید فقیر دیگری می توانست قهوۀ خود را بنوشد..

در این ساعت سرد هنگامی که زمین،

بوی غبار انسانی را می دهد و چنین غمگین است،

ای کاش می توانستم بر تمامی درها بکوبم

واز کسی، نمی دانم چه کس، تقاضای بخشایش کنم

و برایش نان های کوچک تازه بپزم

اینجا

در تنور قلبم



سزار والیه خو
دیدگاه ها (۱)

از خواندن شعر اگر لذت نبری .کلی ضرر خواهی کرد . عشق ناممکن_م...

you are main . hey u

عشق من- ویکتور خارا به تو می ‌اندیشمدر گذر از خیابان های شهر...

High-risk travel

اگر بدنیا نمی آمدمهر یک از استخوانهایم از آن دیگری است؛و شای...

meysam

" من دانه ها را نخوردم و نمی دانم که چرا نصف انبار خالی شده ...

میان آینه ها گم شدمبه تکثیر شکسته های تو در تنمتا فریاد بزنی...

هبوط...من میتونم برای شما خواننده ها شعر بگویم قصه بنویسم و ...

سیگار هایم ؛ بوی خون گرفته این روزها . . .رگ هایم ؛ بوی دود ...

هر فصلی به چیز خاصی معروف هست بهار به زندگی دوباره، فصل تابس...

داداش اکرم مرتب تهدید میکرد و میکند که هرویین در خانه میگذار...

شوم و تا دست سمت پیشانی‌ام برد، زن‌عمو اعتراض کرد :«سِر نمی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط