{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز که سرمستم از آهنگِ صدایت

امروز که سرمستم از آهنگِ صدایت
بگذار بخوانم غزلی تازه برایت

بگذار بگویم کمی از نرگس ِچشمت
از شعله ی پنهانیِ گیسوی رهایت

بگذار بگویم که نگاهِ تو مرا کُشت
بشْمار مرا جزوِ یکی از شهدایت

چون حادثه می مانْد حضور تو شبِ پیش
ای کاش که تکثیر شود حادثه هایت

دیروز صدای تو که از آینه برخاست
یکباره دلم ریخت در آغوش ِصدایت

امروز من و این غزل و این تنِ تبدار
آماده ی مرگیم بمیریم برایت !؟
دیدگاه ها (۱)

امروز که سرمستم از آهنگِ صدایتبگذار بخوانم غزلی تازه برایتبگ...

امروز که سرمستم از آهنگِ صدایتبگذار بخوانم غزلی تازه برایتبگ...

از هوایی که جدید ست برایت چه خبر؟پیش "او" بعدِ من از حال و ه...

از هوایی که جدیدست برایت،چه خبر؟پیش "او" بعد من از حال و هوا...

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای دوست کجایی که دلم کرده هوایت ...

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای عشق کجایی که دلم کرده هوایت د...

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای دوست کجایی که دلم کرده هوایت ...

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای دوست کجایی که دلم کرده هوایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط