{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندین سال پیش کمک پدر بزرگم کردم لباساشو شستم،

چندین سال پیش کمک پدر بزرگم کردم لباساشو شستم،
بردمش حموم ،
اونم درحقم دعا کرد ،
گفت پسرجان برو که بحق پنج تن ،
ده میلیون برات هیچی باشه و به حساب نیاری اصلا.
،
،
،
،
،
،
،
،الان هفتصد میلیون بدهی بالا آوردم و واقعا ده میلیون برام هیچیه و به حساب نمیارم .....
نور به قبرت بباره...
دیدگاه ها (۲)

یه دوست دختر داشتم،باهاش رفتم رستوران گردونه برج میلاد،لامصب...

این پست رو با چشم چپ بخون !...... .....قربون اون چشمک زدنت و...

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﮔﻔﺘﻢ :ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﭼﺮﺍ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﮐﺮﺩﯾﺪ ؟شلوا...

تو فیلم عروسی دختر عمم هیچ جا نیستماولی دو ثانیه که دارم در ...

چندین سال پیش کمک پدر بزرگم کردم لباساشو شستم،بردمش حموم ،او...

چندین سال پیش کمک پدر بزرگم کردم لباساشو شستم،بردمش حموم ،او...

نفرتی به‌نام عشقپارت:سیزدهمویو اتاروم چشمامو باز‌کردم و به د...

my attractive dady p31

(من یه ددی دارم پارت ۳۱)

My daddy Ⓟ⁵⁵ ...

#سناریو_TATA #درخواستی_TATA وقتی به بچه 3 سالتون حسودی میکنن...

عشق دروغین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط