{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه مرد که واژه مرد رو رو سفید کرد

یه مرد که واژه مرد رو رو سفید کرد
فروغ شعر رو تو زندگیمون تکثیر کرد
فریدون قصه رو دوباره تصویر کرد
گم نشد چشماشو رو مرگ اقاقیا نبست
نشست اما وقتی پاهاشو زدن نشست
اون خم نشد تو اوج و ایستاده مرد...
تو تکثیر یه درد دوباره ای
تو معنی زندگی شاعرانه ای
دیدگاه ها (۱)

گمشده این نسل اعتماد است ،نه اعتقاد...اما افسوس،که نه بر اعت...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎𝟎شیشه رو برداشت و با چشم های گریون به ...

پارت ۲۲دید یه مرد چاقویی گذاشته زیر گردن جیمین و جیمین نمیتو...

دختر و پارتی

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

نمی‌دونست که یوشیرو میخواست اون رو به جهانی تحویل بده که حرف...

📗زنی به عنوان حیوان خونگی یه مار داشت و خیلی اون مارو دوست د...

پارت ۵ 🖤با جینا سوار ماشین شدیم. تهیونگ جلو نشست و من تمام م...

🌹 رزهای خونینپارت اولصبح زود بود و یونا مثل همیشه توی گل‌فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط