{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عرض شود که

عرض شود که
دیشب نرفتم خونه . . .
صبح که رفتم مامانم گفت : دیشب کجا بودی ؟
گفتم : خونه دوستم !
برداشت به ده تا از دوستام زنگ زد ؛ خدا خیرشون بده ، هفت تاشون گفتن : دیشب خونه ما بوده !
دوتاشونم گفتن الان اینجاست ولی خوابه بیدار شد میگم زنگ بزنه.
من تو کف اون یکی ام که گفت اینجاست داره نماز میخونه نمیتونه صحبت کنه (not_sure)khhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh
دیدگاه ها (۶)

دختر : من دارم میرم بیرون.....مادر : مواظب باش.پدر : زود برگ...

mod

مردی در حال مرگ بود و همسرش کنار تخت او نشسته بود.جک با صدای...

هر ﻣﺎﺩَﺭﯼ ﻣَﻨﻮ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ....ﺗﻮ ﺩِﻟِﺶ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﯼ ﮐﺎﺵ این ...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۳پرش زمانی به ...

"forgive me"single part. kim taehuong. ویو ات : چند وقتی بود...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۷✦شب ویو✦ات ویو تو خونم محض احتیاط چنتا دوربین مخفی گذا...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟎جونگکوک:تو واقعا اونو دوست داشتی، یعنی...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

جدایی

part 5ویو آناستازیا صبح از خواب پا شدم و روی تخت نشستم و به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط