{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل کوچ ایل و تبارم که بیاید:

فصل کوچ ایل و تبارم که بیاید:
به شوق بودن در میان آنانی
که به زبان مادریم تکلم می کنند,
هم آهنگ می شوم
با تپش نبض جاده های دور.

می روم
به دیدار کوچه ای
که کودکی های مرا از یاد نمی برد,
و پژواک خنده های کودکانه ام
هنوزهم
در ذهن -چشمه های زیبایش- جاریست.

همانجا که لبریزمی شوم از حس زیبای تعلق,
این حس گمگشته
که خون تازه به رگهایم خواهد داد,
و مرهم خشکسالی چشمانم خواهد شد.


فصل کوچ ایل و تبارم که بیاید:
به تماشای خورشیدی خواهم رفت
که از پس کوههای کهن سرزمین پدریم
سر برون می آورد.

از پس کوههای خاموشی
که قله های سرکشش
اراده گام های استوار را به چالش می گیرند.
آه که گر در این اتاق کوچک
پای در بند نبودم,
بند از پای" کوهای دربند" می گسستم...


من و انتظار غوغای بازگشت ایل و تبارم ...
من و پنجره ای رو به دشت ها...
وه که چه دیر می گذرند
این روزهای آخر ماندن.
دیدگاه ها (۱)

تو بگو چگونهفراموشت کنم وقتی  با هر پلک زدنتصد بار عاشق‌تر  ...

محمد امین لاهیجی

..My evil angel..پارت⁸🪽🔥 فصل اول: چیزی که اسمش را نمی‌دانستچ...

چند پارتی مافیایی

■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■Sweet Love²⁹**فصلِ بعد: سایه‌ه...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_نهم#ب...

My Vampire Mate Season 2 part : ۷۸

⚡ فرصت‌ها منتظر نمی‌مانند!گاهی یک پیام ساده می‌تواند به یک م...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۵. خدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط