{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشت* وقتی هرسایه کسی ب

...وقتی شب شب سفربود توی کوچه های وحشت* وقتی هرسایه کسی بود واسه بردنم به ظلمت* وقتی هرثانیه ی شب تپش هراس من بود* وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود* توبادست مهربونی به تنم مرحم کشیدی* برام ازروشنی گفتی پرده ی شبو دریدی* یاور همیشه مومن توبرو سفر سلامت* غم من نخور که دوری برای من شده عادت* ای طلوع اولین دوست ای رفیق آخرمن* به سلامت سفرت خوش ای یگانه یاورمن* مقصدت هرجا که باشه هرجای دنیا که باشی* اونور مرزشقایق پشت لحظه ها که باشی* خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود* تنها دست تورفیق دست بی ریای من بود**
دیدگاه ها (۲)

دکتــــــر هوشنگ اعظمــــــی ...مبارز فــــــداکار لرســــــ...

کــمتر کســــی میتونه بشناســه .."!؟درود بر غیـ..رت وشــــرا...

ای به داد من رسیده تو روزهای خودشکستنای چراغ مهربونی تو شبها...

ای کــــــه چشمهایت در بهت نگاه من ماند..پشت ابهام زمان در ا...

مانند دیوانه ها میخواندم با بغض تمام‌  و صدای بلند بدون توحه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط