چنین که یــخ زده ایمان من اگر هر روز
چنین که یــخ زده ایمان من اگر هر روز
هـزار بـار بـیـاید بهـــــار کـافی نیست
خودت دعـــا کن ای نازنیــن که برگردی
دعای این همه شبزندهدار کافی نیست
نگاه میکنم به خودم و به دور و برم همش سیاهی
تشنهام٬تشنه کمی سپیدی که از
خویش دریغ کردهام
میخواهم بگویم از آنچه در دلم جاری است
اما آقای بی قراری هایم خبر داری
از آنچه بر من رفته و میرود... دستم بگیر
مگذار غرق شوم
اینجا میان مردم، در تنهایی
هیچگاه دست از سر دلم بر نمیداری
دلم باید به آهستگی حمل شود
چون ترک خورده ... شکستنی است
اللهم عجل لولیک الفرج
هـزار بـار بـیـاید بهـــــار کـافی نیست
خودت دعـــا کن ای نازنیــن که برگردی
دعای این همه شبزندهدار کافی نیست
نگاه میکنم به خودم و به دور و برم همش سیاهی
تشنهام٬تشنه کمی سپیدی که از
خویش دریغ کردهام
میخواهم بگویم از آنچه در دلم جاری است
اما آقای بی قراری هایم خبر داری
از آنچه بر من رفته و میرود... دستم بگیر
مگذار غرق شوم
اینجا میان مردم، در تنهایی
هیچگاه دست از سر دلم بر نمیداری
دلم باید به آهستگی حمل شود
چون ترک خورده ... شکستنی است
اللهم عجل لولیک الفرج
- ۵۲۹
- ۲۹ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط