{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودیم مشهد این جلو این مغازه هایی که عکس میزنن

رفته بودیم مشهد این جلو این مغازه هایی که عکس میزنن
رو بشقاب اینا بابام واساده به پسره میگه : اقا عکسو رو در قندونم میزنین!
یارو گفته نه !
بابام اومده به من میگه : حیف شد !
میگم : چرا؟
میگه : هیچی میخواسم بدم عکستو رو در قندون بزنن دیگه بچه ها دور قندون نرن!
خدایی بابای با محبتی من دارم
دیدگاه ها (۱۲)

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.2کانگ وو:چرا بهم چ...

ابلیس

کسخلان گروگان

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

آغا رفته بودیم مشهد این جلو این مغازه هایی که عکس میزنن رو ب...

به تخمتون ولی خواستم بگم که پسره هوله بعد اومده به من میگه ا...

حیف نون زنگ میزنه به دوستش ، دوستش میگه چه قدر لهجت بده! حیف...

یه مطلب خوندم راجع به روشهای صحیح مسواک زدن کلی توضیح داده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط