{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغا رفته بودیم مشهد این جلو این مغازه هایی که عکس میزنن ر

آغا رفته بودیم مشهد این جلو این مغازه هایی که عکس میزنن رو بشقاب
اینا بابام واساده به پسره میگه: اقا عکسو رو در قندونم میزنین!!
یارو گفته نه!
بابام اومده به من میگه: حیف شد!
میگم: چرا؟؟؟
میگه: هیچی میخواسم بدم عکستو رو در قندون بزنن دیگه بچه ها دور قندون نرن!!!!
خدایی بابای با محبته من دارم
دیدگاه ها (۳)

رفته بودیم مشهد این جلو این مغازه هایی که عکس میزننرو بشقاب ...

حیف نون زنگ میزنه به دوستش ، دوستش میگه چه قدر لهجت بده! حیف...

یه مطلب خوندم راجع به روشهای صحیح مسواک زدن کلی توضیح داده ...

پارت ۱۲🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤 ویو جونگ کوک 🖤بعد از اینکه تلف...

Betrayal p4

فیک تهیونگ سرنوشت تلخ و شیرین

- رفتیم بلیط کانادا بگیریم، زنه میگه سیاحتیه؟ میگم پ نه پ زی...

ﺟﺎﯾﯽ ﺩﻋﻮﺕ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﺩﺍﺷﺘﻦﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﻡ ﺭﻭ ﭘﺎﯼ...

با کلی مکافات دوست دخترم و راضی کردم بردم خونه .. . داشت یخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط