{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

(پارت۱۳)
(فردا)
(ساعت هشت بود و_بیدار شده بود ولی چون+سرش روی دست_بود نمیتونستم بلند بشه و هنوز +خاب بود
_اروم موهای+رو نوازش میکرد
_: کوچولو نمیخای بیدار بشی؟؟ من باید برم سر کار
(+چشماشو یکم مالوند و چشماشو باز کرد و)
+: اوممم... خابم میادد فقط یه کوچولو دیگه
_: ولی باید برم سر کار
(+سرشو از رو دست_ برداشت)
+: ساعت چنده؟
_: هشتو ده دقیقه
+: اومم برام اب میاری؟؟
_: باشه
(_رفت برا+اب اورد و رفت دوباره توی اتاقی ک+توش خاب بود دوش گرفت و اومد بیرون
دید +توی جاش نیست رفت لباساشو تنش کرد و +وارد اتاق شد
+: ببخشید دیشب عضیتت کردم...(مظلوم
_: تو ازالان به بعد دختر منی حتی اگر قرار باشه کل شبم بیدار بمونم بیدار میمونم
+: اوممم(خجالت
(+ خابید و_رفت لباسشو عوض کرد و رفت سر کار و وقت نهار بود و+منتظر_بود ساعت چهار شد و _هنوز نیومده بود خونه و+هنوز چیزی نخورده بود
ساعت هشتو نیم بود که_
_:(در زد)
(+سمت در رفت ودر رو باز کرد)
ویو+
درو که باز کردم دستشو کنار در تکیه داده بود سر و صورتش زخمی بود و لباساش خونی
همینطوری بهش خیره شده بودم و انگار خشک شده بودم و نمیتونستم حرکت کنم
+: خ.. خو... بی؟؟؟؟؟
ویو+
_سرشو بالا اورد و نگاهم کرد سریع رفتم کنارش و کمکش کردم بیاد بردمش توی اتاق
+: ب.. بشین اینجا جعبه کمک های اولیه کجاست ها؟؟(ترسیده)
_: توی کشو اتاق پایین
+: ب.. باشه باشه تکون نخور تا بیام
_: نرو(دست+رو گرفت
+: زود میام باشه
_: اوم
(+بدو بدو رفت پایین و جعبه رو برداشت دویید بالا)
ویو+
رسیدم دم اتاق و رفتم سمتش اون روی تخت نشسته بود نشستم روبه روش روی زمین و
ویو_
روبه روم لای پاهام نشست روی زانوهاش و جعبه رو جلوش گذاشت وقتی اونطوری میدیدمش که جلوم زانوزده روانی میشدم
+: چرا اینطوری شدی؟(بغض)
_: اهه باید بهش عادت کنی زیاد پیش میاد چیزی خور...
(_تااومد ادامه حرفشو بزنه +)
+: چقدر دیگه باید به مزخفایی ک میگی عادت کنم هااا به اینکه تو زخمی به اونم اینطوری چرا باید عادت کنم هاا(گریه عصبانی)
ویو_
اینقدر براش مهمم که داره گریه میکنه و عصبیه؟؟
چش شده؟ تا دیروز که حتی نمیخاست کنارم بشینه و یا باهام غذا بخوره
_: اینقدر برات مهمم؟؟
+:......(گریه
(+صورت_رو پماد زد و پاک کرد
+: برو حموم ......
_: برام غذا درست میکنی؟
+: باشه
(_رفت حموم و+رفت غذا درست کرد بعدش اومد و)
+:(در حموم رو زد) حالت خوبه؟؟
_: خوبمم
+: حولتو اوردم بیارم تو؟
_:بیار
(+در حموم رو باز کرد و رفت تو حله _رو اویزون کرد و
_: نمیخای بری بیرون؟
+: صورتتو ببینم
(_صورتشو اورد اینطرف
_: بیا
+: درد میکنه؟؟
_: یکم
(+دستشو اروم روی صورت_ گذاشت
+: احمقی؟؟ چرا اسیب دیدی اخه
.....
(همایتتتت؟؟؟؟ 🥺💖
دیدگاه ها (۲)

(پارت۱۴)(+بغض کردو سریع از حموم رفت بیرون_: اهه دختره احمق(پ...

(پارت۱۴)(+سرشو اونطرفی میکنه و خجالت کشیده و ناله هاشو به زو...

(پارت۱۳)(+همینطوری گریه میکرد) _: هیششش(_ اروم +رو بغل کرد و...

(پارت۱۲)ویو_اینقدر کیوت غذا میخورد که دلم میخاست لپاشو موقع...

(پارت۱۵)ویو+یکم مکث کردم...و رفتم سمت در همین که درو باز کرد...

ویو توی حموم.ات رفت توی حموم و...دید کوک براش لوازم بهداشتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط