شب رویایی

شب رویایی
پارت ۴۶

همه چراغ های آپارتمان خاموش بود کیونگ می با لباس های خیس اش سمته اتاق اش قدم برداشت از پله ها قدم به قدم بالا می‌رفت درحال بالا رفتن یه دست اش رو رویه میله های پله ها میکشید تا اینکه پله ها رو طی کرد
جلوی در اتاق ایستاد دست اش و گذاشت رویه دست گیره در با اضطراب از اینکه تهیونگ داخل اتاق باشه درو باز کرد اما با اتاق خالی مواجه شد تنها نینو بود که رویه تخت نشسته بود بغض کرده بود کهکشان چشم هایش در حال لرزیدن بودن لب و چونه اش از شدت بغض می‌لرزیدن
به سمتش قدم برداشت دست هاشو زیره بغل هاش برد و از رویه تخت بلند اش کرد موهاشو به آرومی نوازش میکرد و با حرف های مادرانه آرامش بخش باهاش حرف میزد تا اینکه نینو سرش رو تویه گردنه اش فروع کرد و دست های کوچیک اش رو رویه گردن اش گره زد و کم کم آروم شد با منظم شدن نفس هاش فهمید که خوابش برده همینطوری که کناره تخت ایستاده بود نینو رو آروم از بغلش گذاشت رویه تخت بوسه ای رویه موهای سیاه اش گذاشت با خودش زیر لب زمزمه کرد
کیونگ می : ترسیده بودی شازده کوچولو
سمته کمد اش رفت بعد از برداشتن لباس خواب اش سمته حمام رفت دوش گرفتن براش آرامش بخش بود
لباس اش رو پوشید از حموم بیرون اومد نینو رو آروم تویه بغل اش گرفت از اتاق خارج شد به اتاق اون سوک و جیمین رفت همینطوری که فکر میکرد اون دونفر تویه یه تخت خوابیده بودن به تخت بالای رفت و دراز کشید نینو رو تویه بغل اش گرفت نمی‌دونست تو این مدت چرا آنقدر به این بچه وابسته شده بود بخاطر اینکه بچه تهیونگ بود
زیر لب با خودش آروم زمزمه کرد
کیونگ می : مثله خودش خوش‌تیپی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ سئول /صبح / ساعت ۹:۳۰
با حس کردن جسم کوچیکی که رویه شکم اش نشسته بود و دو تا دست های کوچکی را رویه گونه هایش حس کرد با خیس شدن گونه اش جیمین سریع چشم هایش را باز کرد
با نینو ای که دهنش رو گذاشته بود رویه گونش روبه رو شد دادی کشید که باعث شد نینو از کارش دست برداره
اون سوک که همان دقیقه با حوله ای که دوره سینه هایش پیچیده بود از حموم اومد بیرون از همانجا به اون دونفر خیره شد نینو درحالیکه با چشم های که از شدت تعجب گرد شده بودن با دهن باز به جیمین زول زده بود
جیمین : اینجا چیکار می‌کنی نینو
اون سوک : سره بچه داد نزن ای بابا
سمته آنها قدم برداشت بعد از رسیدن به آنها نینو رو از شکم جیمین برداشت نینو دهن اش رو گذاشت رویه شونه لخت دختره و با یکی از دست هایش میزد رو شونه اش
اون سوک : اوخخ گرسنته ها بگو ببینم
جیمین رویه تخت نشست بعد از چند دفعه پلک زدن لب زد
جیمین : عشقم نینو رو بده به من
اون سوک : بگیرش
نینو رو بغل جیمین داد خودش هم کنارش نشست ...
دیدگاه ها (۰)

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

دختر و پارتی

{محکوم به لمس } part ۲۶ 杂交种آرو وقتی سکوتش را دید لجباز و یه...

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

پارت ۵۶

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p80محکم...اما نه اون‌قدر که درد بگیره.نی...

| Part*42*جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»لارا: «چرا که نه.»نزد...

سناریو

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت هفدهم 𓆪ات هنوز به نوشته روی دیوار خیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط