{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگشته ای...

برگشته ای...

اما...
خیانتی که کردی ستون اعتمادم را شکسته است..
میخواهم باورت کنم..
خودت را..
حرفهایت را...
اما هر لحظه گذشته جلوی چشمم هست...
میخواهم بروم..

اما نبودت.
نابودم میکند...
یکی بگوید چه کنم؟؟؟؟
من عاااااشققققممممممم..
عاشق کسی که یکبار تمام عشق و اعتمادم را ویران کرد.
میخواهم داشته باشمش اما..میترسم...!!!
میترسم از.....

<<خیانت دوباره >>
دیدگاه ها (۷)

@@@

@@@

سلااااااااااام دوستای مهربونم عصرتون بخیروشادی فداتوووون بشم...

دیشب خواب دیدم که مرده بودم...روز اول یه فرشته اومد بم گفت:چ...

🦢 پارت بیست‌وسوم | چیزی که پنهان مانده بودسه روز از تصمیم جن...

p22ماشین جلوی دروازه‌های آهنی عمارت ایستاد.تهیونگ چند ثانیه ...

فصل دومپارت بیست و یکم | حقیقتی که پنهان ماندلیانا نمی‌دانست...

میبخشی پارت ۴

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت هفتم: آتشفشانِ سرکوب‌شدهاون کل...

I can be myself with himPart¹⁰⁵۱۰ دقیقه بعد..نگاهم رو بهشون ...

#pain#P¹⁰¹#Season²+ خودت هم خوب میدونی این بوسه پایان نیست د...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط