باشد؛ پرنده باش ولی در قفس نمان
باشد؛ پرنده باش ولی در قفس نمان
تا دور دور ها برو؛ در تیررس؛ نمان
دیگر بریده اند نفس های آخرم
اما تو بعد از این همه بی هم نفس؛ نمان
از من گذشته است که دل خوش کنم به عشق
بی من به دلخوشی دل خود برس! نمان
دستت اگر به میوه ی ممنوعه می رسد
دستی ببر بچین و دگر در هوس؛ نمان
خشکیده برگ های درختان سبز باغ
در فکر سر رسیدن فصل هرس؛ نمان
بر هم زدند نظم قرار دل مرا
چشم انتظار آمدن هیچ کس؛ نمان !
تا دور دور ها برو؛ در تیررس؛ نمان
دیگر بریده اند نفس های آخرم
اما تو بعد از این همه بی هم نفس؛ نمان
از من گذشته است که دل خوش کنم به عشق
بی من به دلخوشی دل خود برس! نمان
دستت اگر به میوه ی ممنوعه می رسد
دستی ببر بچین و دگر در هوس؛ نمان
خشکیده برگ های درختان سبز باغ
در فکر سر رسیدن فصل هرس؛ نمان
بر هم زدند نظم قرار دل مرا
چشم انتظار آمدن هیچ کس؛ نمان !
- ۱.۶k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط