{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر گرسنه اش بود.........شتابان به طرف یخچال دوید

پسر گرسنه اش بود.........شتابان به طرف یخچال دوید
در یخچال را باز کرد
عرق شرم بر پیشانی'پدرش'نشست
پسرک این را دانست، خیلی وقت بود که میدانست
دست برد و بطری آب رو برداشت....
کمی آب تو لیوان ریخت
صداش رو بلند کرد و گفت"چه قدر تشنم بود"
دیدگاه ها (۱)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎𝟎شیشه رو برداشت و با چشم های گریون به ...

پارت ۴۳خودم و تو بغل کوک جا کردمآروم منو بلند کرد و لب دریا ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~انگشت اشاره اش رو آروم سمتش دراز کر...

ماه پنبه ای

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p13دستام رو گذاشت...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۳🦋)✥(ویو لوین کاترین)دستام رو گذاشتم رو میز و...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟓پسرا به طرف ورا اومدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط