{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مبتلای تو ام و هرچه رعایت کردم

مبتلای تو ام و هرچه رعایت کردم
به خودم بیشتر از پیش سرایت کردم
در نگاهم خبری نیست به جز چشمانت
هرچه در آینه ها دیدم و دقت کردم
باز افکارِ شب تیره به هم ریخته است
باز در مورد موهای تو صحبت کردم
در وطن دوست زیاد است ولی دیگر من
به همین غربتِ در شهر تو عادت کردم
تا مسیرم به بیابان نگاهت افتاد
من به باران و نم و چتر خیانت کردم
نفسم،روح و تنم، حال و هوایم سردست
قفل کن پنجره را سخت هوایت کردم
دیدگاه ها (۱۶)

من همان غمگین این شهرم ڪه یارے داشتممن همان خاڪسترم، روزے شر...

جا نمازم را به سمتت بی وضو وا کرده اممن خدای گمشـــده را تاز...

گاهی فقط یک ابر می ‌فهمد هوایم رایک روح سرگردان، سرای ناکجای...

‍ حیف قلبی که ز احساس تو شیدا نشود حیف چشمی که به دیدار رخت ...

رمان melegim 🪽:پارت ۴ ...دکتر ایشا یک لحظه میاید . امروز صبح...

in your eyes

بابونه خونین پارت دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط