{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و من به انتظار آمدنت

و من به انتظار آمدنت
پیراهنی سرخ به تن خواهم کرد
در میدان شهر خواهم ایستاد
و در میان هیاهوی رهگذران
ترانه ی حضورت را
مدام زمزمه خواهم کرد
و تو ای غایب از نظر
می دانی که من هنوز ایستاده ام
چون درختی سبز به قامت انتظار
با امید به آمدنت
همیشه سبز خواهم ماند
.
دیدگاه ها (۳)

آتشی افکنده بر دل یارِ منصبرِ بر آتش شد اکنون کارِ مندَم فرو...

از بس نسیم لبخندت نمی وزدشاخه های درخت تنهایی ام خشکیدبرگ ها...

روی لبم اسم تو دمساز شددر سر من شور تو آغاز شداشک قلم در دل ...

به وفاداری ات ای ماه من ایمان دارمحيف باشد بروی بسته ی اغیار...

«عملیات غیر ممکن»حدود نیمه های شب بود. آسمون ابری بود و هوا ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۸۶مدیر آن جشن تمام دخترای جوانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط