همینطور که داشتم در و دیوار خونهی این مرد رو نگاه میکردم پام گیر ...
𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮
𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟏𝟏
همینطور که داشتم در و دیوار خونهی این مرد رو نگاه میکردم، پام گیر کرد به یه پله و داشتم با سر میخوردم رو زمین که یه دستی دور کمرم حلقه شد و نذاشت بیفتم.
– ممنون… آقای…
+جئون… جونگ کوک.
– آها… بله… ممنون آقای جئون.
ویو جونگ کوک
این دختره… خیلی خاص بود. چیزی داشت که هیچ دختر دیگهای که تا حالا دیدم نداشت… شجاعتی که حتی دشمنای منم نداشتن، اون وسط ایستاده بود و تو صورتم داد زد، فقط برای اینکه از حق یه غریبه دفاع کنه…
لبخند شیطانی: باید با خودم رو راست باشم… از اون شبی که دیدمش عاشقش شدم. دارم با خودم فکر میکنم، بهتره اونو مال خودم کنم… ولی اون دوسپسر داره… بهتره بیخیالش شم… نه، نمیتونم…
صدای ا/ت از پشت سرم اومد:
– آقای جئون… ببخشید… به چی میخندید؟
– …
– آقای جئون؟… اقااااای… جئوووونننن!
– ها بله… چیزی گفتید؟
– یعنی از اون موقع تا حالا که داشتم حرف میزدم… یه کلمه هم نشنیدید؟
– خب… من…
ادامه دارد...
𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟏𝟏
همینطور که داشتم در و دیوار خونهی این مرد رو نگاه میکردم، پام گیر کرد به یه پله و داشتم با سر میخوردم رو زمین که یه دستی دور کمرم حلقه شد و نذاشت بیفتم.
– ممنون… آقای…
+جئون… جونگ کوک.
– آها… بله… ممنون آقای جئون.
ویو جونگ کوک
این دختره… خیلی خاص بود. چیزی داشت که هیچ دختر دیگهای که تا حالا دیدم نداشت… شجاعتی که حتی دشمنای منم نداشتن، اون وسط ایستاده بود و تو صورتم داد زد، فقط برای اینکه از حق یه غریبه دفاع کنه…
لبخند شیطانی: باید با خودم رو راست باشم… از اون شبی که دیدمش عاشقش شدم. دارم با خودم فکر میکنم، بهتره اونو مال خودم کنم… ولی اون دوسپسر داره… بهتره بیخیالش شم… نه، نمیتونم…
صدای ا/ت از پشت سرم اومد:
– آقای جئون… ببخشید… به چی میخندید؟
– …
– آقای جئون؟… اقااااای… جئوووونننن!
– ها بله… چیزی گفتید؟
– یعنی از اون موقع تا حالا که داشتم حرف میزدم… یه کلمه هم نشنیدید؟
– خب… من…
ادامه دارد...
- ۶.۳k
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط