{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند

دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد

می روم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم

که به چراغ های نورانی و دست های گرم دیگر اعتمادی نیست
دیدگاه ها (۲)

هرکاری میکنمتو باز کنارم هستی…کنار طپش های قلب بی قرارم…جایت...

چقدر این صدا برایم آشناستصدای هق هق گریه آسمان را می گویمصدا...

قبل از اینکه به کسی بگی دوستت دارمخوب فکراتو بکنشاید چراغی د...

تو که میدونی عاشقتم چرا قلبمو پس میزنیبی تو من اخه طاقت این ...

عاشقانه های شبنم

🖤 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌«تو را دوست دارم...»نه شبیه باران،که آرام می‌بارد و...

انسان آهسته آهسته عقب‌نشینی میکند،هیچکس یکباره معتاد نمی‌شود...

در اعماق افکارم، راهی جز سقوط نیست...هرچه بیشتر می‌اندیشم، ع...

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

عاشقانه های شبنم

پارت ۸۸ | «ده ثانیه در تاریکی...»دو روز بعد...شرکت از صبح شل...

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

گر هزاران دام باشد در قدم ، چون تو با مایی ، نباشد هیچ غم......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط