{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مال من باش

مال من باش

Part:12

لارا پاشد و رو تخت نشست‌‌...دستشو به صورتش کشید...رفت توی دستشویی اتاق و به صورتش آب زد‌...توی این یه مدت زیر چشماش گود افتاده بود...یکم کانسیلر زد و یکم تینت به لب و گونه هاش ، یه ریمل و در آخر خط چشم...یه عطر با رایحه تند ویسکی همراه کمی بوی گیلاس...

رفت بیرون...سوهو روی مبل لم داده بود...

ـ ارباب ، پارچه کتتون ، چروک شد!

سوهو بلند شد...

ـ زیر دستاتو الان میبینی جئون لارا!
ـیادت باشه...اونجا منو فقط ارباب صدا می‌کنی ، هر کس هر چی پرسید جواب نمیدی ، اونجا نیک نیم داری...نیک نیمت میشه لی کلارا ... خب؟

ـ بله ارباب.

ده تا مرد قد بلند جلوم وایسادن..

ـ اول از همه...من لارا هستم...جئون لارا...توی مهمونی من لی کلارا هستم...

ـ بله بانو.

ـ درضمن ، سریع باشید ، سوتی هم ندید.

ـ چشم.

لارا ویو

یه ماشین برای من و سوهو بود ، دو تا هم تیممون ، بقیه هم اسکورت...

رسیدیم اونجا ، اونجا دیگه رسما کاخ سفید بود!

وقتی رفتیم داخل چشمام از حدقه میخواست بزنه بیرون!

چرا؟

چون لباس دخترا یه تکه پارچه بود نگاه پسرا هم که نگم براتون.

گل به گل داشتن شماره میدادن

اومدن مهمونی مافیایی یا مسابقه شوهر پیدا کردن؟

ـ خانم کلارا ، زیاد تعجب نکن ، نگاه چیزی هم نکن ، فقط میری طبقه بالا محموله رو چک می‌کنی ، بار می‌زنیم و تموم. خب؟

ـ چشم ارباب.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

لارا رفت طبقه بالا...آروم بیسیم رو درآورد...
ـ شش نفر پایین وایسن چهار تا بیان دنبال من‌...

وارد اتاق شد ، یه مرد که نقاب داشت از روی صندلی بلند شد...

ـ منتظرتون بودم مادمازل کلارا ، بفرمایید اینم از جنس ها
ـ بازشون کن چک کنم
ـ اعتماد ندارید شما ؟
ـ پول میدیم ، پس تا آخرین نفسم برای اربابم درست خدمت میکنم.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

مال من باش Part:13لارا ویوجنس ها رو تحویل گرفتم ، بار زدیم ،...

مال من باش Part:14لارا ویوآقای کیم واقعاً لطف بزرگی در حقم ک...

مال من باشPart:11در اتاق لارا زده شد..ـ بفرمایید سوهو اومد د...

مال من باش Part:10همینجوری که میرفتیم جلو به سالن اصلی رسیدی...

Boss Mafias Part:11کوک : هی لارا ، نیازی نیست انقدر به خودت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط