{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی با دخترعموش میره بیرون و حسادت میکنی

وقتی با دخترعموش میره بیرون و حسادت میکنی.

jungkook.
دستی تو موهام کشیدم.لعنتی!!
خیلی ناراحت شد،سونیا با عشوه حرف می‌زد ولی من حواسم پیش میرا بود.
_جونگکوکاا حواست پیشه منه؟!
سرم و تکون دادم و پوفی کشیدم
_آره آره ادامه بده
لبخندی زد و ادامه داد به چرت و پرتاش.
_بعدش گفتم که من قسط تو رابطه رفتن ندارم که یهو دیدم زانو زد،ازم خواستگاری کرد.
پوزخندی زدم؛داشت راجب رفیق صمیمیم دروغ میگفت.
_سونیا من خستم میرم بخوابم.
از رو کاناپه بلند شدم که دستشو رو بازوم گذاشت. سمتش برگشتم.
_بله؟!
با ناز نگام کرد که حالم بهم خورد.
_امشب نمیخوای پیشم؟! هومم؟!
اخمی کردم و دستشو پس زدم
_من زن دارم سونیا نزدیکم نشو!
از اتاق بیرون اومدم سمت اتاق خودمون رفتم دستگیره رو پایین کشیدم قفل بود.
باید حدس میزدم!
کلید یدک رو در آوردم و درو باز کردم و کنارش خوابیدم...

فلش بک صبح.

چشمام باز شد میرا هنوز خواب بود لبخندی به عسل بودنش زدم.
_بروو عقبب!
شت
یادم نبود قهره. دستم و رو سرش کشیدم. دستشو بوسیدم.
_منو میبخشی پرنسسم؟! فقط میخواستم یه کوچولو اذیتت کنم.
ابرویی بالا انداخت.
_سونیا کجاست؟!
با تنفر از سونیا لب زدم.
_دیشب رفت!
لبخندی زد و دستش و دور گردنم حلقه کرد.
_دوست دارم مرد من.
سرش و بوسیدم.
_منم پریزادم:)

خبببب.
چطور بود؟!
کلی چندشاتی دارم براتون.
دیدگاه ها (۰)

وقتی فهمید تو خونه پدرت کتک میخوری.با هق هق پشت میز آرایشم ...

وقتی با دخترعموش میره بیرون و تو حسادت میکنی.لبخند زورکی زدم...

قسم میخورم..

وقتی با دخترعموش میره بیرون و تو حسادت میکنی.لباسم و تن کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط