{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی فهمید تو خونه پدرت کتک میخوری

وقتی فهمید تو خونه پدرت کتک میخوری.

من منی کردم که عصبی بلند شد و سمتم اومد.
_با تواام!
هول شده بلند شدم و عقب رفتم
_ک کوک ! آروم باش عزیزم.
جلو اومد و به دیوار کوبوندم.
_کی زدت؟! ها؟! امروز کدوم گوری بود؟!
نه باید میگفتم. آبروم میرفت.
سکوتم دید با غضب سری تکون داد.
_که لالمونی میگیری!
سمت گوشیش رفت ؛ وارد برنامه اسنپ شد . چشماش با بهت بالا اومد.
_خ خونه مامانت ؟!
تو خودم جمع شدم و هقی زدم سمتم اومد و منو تو بغلش کشید.
_هیشش نفسم آروم ! میزدنت؟! چرا به من نگفتی خوشگلم ؟! ها؟!
سرم و تو سینش مخفی کردم . رگ گردنش برجسته شده بود .
بوسه ای روی پیشونیم زد و سمت سوئیچ ماشینش رفت.بازوش رو گرفتم
_کجا میری کوک؟!
دیدگاه ها (۰)

وقتی فهمید تو خونه پدرت کتک میخوری.با هق هق پشت میز آرایشم ...

وقتی با دخترعموش میره بیرون و حسادت میکنی.jungkook.دستی تو م...

چندشاتی.وقتی با دختر عموش رفت بیرون و تو حسادت کردی.با پام ر...

#رمان:نفس در آغوش یک مافیا part13##🖋️پیش نویس:من عاشق رییسم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط