{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حبیب محبیان 1331 - 1395

حبیب محبیان 1331 - 1395

من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
تنهاو غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها،غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو منرفته ام
کوله بارمرا بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
دیدگاه ها (۲)

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁴ات ✨ اینطوری که حرف زدی مطمئن ش...

مافیای من — قسمت ۱۷مردی که نباید برگشته باشدراهرو برای چند ث...

دروغی که واقعی شد

part : 53chapter : 2وقتی که به جای ویلیام .. استیو کنارم نشس...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p6بعد از نفری صد ت...

!سناریو مایکی{جنگل چشمات}بلاخره شب شد و حالا دیگه باید وسایل...

لبخند قاتلپارت⁴³ویو جونگ‌کوکنیمه‌شب گذشته بود.سلین هنوز خواب...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط