{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حبیب محبیان 1331 - 1395

حبیب محبیان 1331 - 1395

من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
تنهاو غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها،غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو منرفته ام
کوله بارمرا بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
دیدگاه ها (۲)

حبیب محبیان 1331 - 1395 سر داده در سکوتی،آوای بی نوایی پیچد...

حبیب محبیان 1331 - 1395 حبیب در ۴ مهر ماه سال ۱۳۳۱ در شمیرا...

حبیب محبیان 1331 - 1395 بزن باران بهاران فصل خون است بزن با...

George Michael

#زندگی #مرد #مرد_تنها#غمگین #خاص #دلگیر #حرف_دل#استوری #تکست...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.6(از زبون نویسنده: رابطه‌...

مردی در ساحل...[پارت دهم]نسیم شبانه آرام‌تر شده بود.موج‌ها ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط