{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ ‍ امروز وقتی نگاهم افتاد

‍ ‍ امروز وقتی نگاهم افتاد
به آینه سفره هفت سین

نه شکست ها
نه پیروزی ها
نه زخم ها
نه خاطره ها
هیچکدام پیدا نبود

من فقط آدمی دیدم پخته تر
این " تَر " را دوست تر میدارم
شاید " حوّل حالنا " همین باشد
دیدگاه ها (۵)

و صدای پای بهـار در کوچه میپیچد که بی امان عشق به بار بیاورد...

تــــو همان " شقایق " معروفِ سهرابی ...! تا تو هستی زندگ...

دیدار ما تصور یک بی‌نهایت است #فاضل_نظری

در تلاطم بی‌امان روزگار، من تنها شاهد گذر زمانمآن هم با آرزو...

سهمِ مناشتباه کردن نبود…باور کردن بود.منبه چیزهایی باور کردم...

آدمی که منتظره تا یکی وارد زندگیش شه تا بهش بفهمونه که پست‌ه...

«زندگی، مثل یک آینه است؛سرد، صیقلی، و بی‌رحم.ما در برابرش می...

این اقا حتما وقتی رفت عراق وضع خیابون و برق و آب و ترمینال ه...

@nphotography

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

زخم فراموشی

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط