{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم م

یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد.
می توانست، اما رسوایم نساخت. و مرا مورد قضاوت قرار نداد.
هر آن چه گفتم را باور کرد.
و هر بهانه ای آوردم را پذیرفت.
هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد.
امّا مـن!
هرگز حرف خدا را بــاور نکردم...
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل شانزدهم: کسی که ماند---او را روی شانه‌ام ا...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۲)

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

مرد بی رحم

قسمت ۶

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

همسایه طبقه بالاپارت ۳ یک هفته از اسباب‌کشی‌ام گذشته بود و ر...

.....پارت هفدهم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط