{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ضعف ممنوعه 

ضعف ممنوعه 
Forbidden Weakness

p.62 
(روایت از زبان نویسنده)

---

روزها آروم‌آروم می‌گذشت، ولی هیچ‌کدوم از دو تا جوون آروم نبودن. 
تو خونه یه جو سنگین و خاموش نشسته بود. ا.ت بیشتر وقت‌ها تو اتاقش بود و هر بار که میومد پایین، چشم‌هاش قرمز بود. جونگ کوک هم یا تو اتاق خودش می‌موند، یا می‌رفت حیاط و ساعت‌ها تنها قدم می‌زد. کمتر حرف می‌زد و وقتی حرف می‌زد، لحن‌ش تند و کوتاه بود.

پدرها کم‌کم جزئیات رو جلو می‌بردن. یه روز عصر تو اتاق کار نشسته بودن و داشتن لیست کوچیکی از مهمان‌ها رو آماده می‌کردن. فقط اعضای خیلی نزدیک دو خانواده. تاریخ رو تقریباً قطعی کرده بودن: دقیقاً سی روز بعد. مراسم ساده، بدون سروصدای زیاد، فقط برای رسمی کردن اتحاد.

مامان‌ها هم وارد موضوع شده بودن. یک بعدازظهر تو آشپزخونه نشسته بودن و آروم درباره‌ی لباس حرف می‌زدن. مامان ا.ت می‌گفت بهتره یه لباس ساده و روشن انتخاب بشه، چیزی که زیاد جلب توجه نکنه. مامان جونگ کوک هم موافق بود. هیچ‌کدوم نمی‌خواستن موضوع رو پیش دختر و پسرشون خیلی پررنگ کنن، ولی خود ا.ت از پشت در آشپزخونه چند کلمه‌ای شنید و سریع برگشت بالا. در اتاقش رو بست و این بار مدت طولانی‌تری گریه کرد.

جونگ کوک همون روز از باباش شنید که دعوت‌نامه‌های محدود دارن آماده می‌شن. وقتی فهمید، فقط یه جمله‌ی کوتاه گفت و رفت:

- هر کاری می‌کنین بکنین. من که پای هیچی نمی‌شینم داوطلبانه.

بعد از اون دیگه کمتر تو جمع ظاهر می‌شد.

یه بار تو راهرو ا.ت و جونگ کوک دوباره روبه‌روی هم قرار گرفتن. ا.ت چشم‌هاش باد کرده بود و سعی می‌کرد سریع رد بشه. جونگ کوک این بار وایستاد و با لحن خشک گفت:

- داری خودت رو برای تاریخ آماده می‌کنی؟

ا.ت سرش رو بلند کرد. صدای‌ش گرفته و لرزون بود:

+ نه. دارم سعی می‌کنم باهاش کنار بیام. تو چی؟

جونگ کوک فقط شونه بالا انداخت و از کنارش رد شد. هیچ جواب دیگه‌ای نداد.

شب‌ها خونه ساکت‌تر از همیشه بود. 
یکی تو اتاقش با اشک‌های خاموش به سقف خیره می‌شد، 
یکی دیگه با مشت‌های گره‌کرده روی تخت دراز می‌کشید و به این فکر می‌کرد که سی روز چقدر می‌تونه کوتاه باشه.

و برنامه‌ریزی، بی‌توجه به خواست هیچ‌کدوم‌شون، آروم‌آروم جلو می‌رفت.............
ادامه دارد.............
چون امروز تاخیر داشتم برای پارت های بعدی شرط نمی‌زارم
ولی انتظار دارم لایک و کامنت پارت ها عالی باشه
دیدگاه ها (۳)

https://wisgoon.com/btsviewبهترین پیج برای نیوز بی‌تی‌اس

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.61  (روایت از زبان ا.ت)---حر...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.60  (روایت از زبان جونگ کوک)...

سناریو 🪽 ✨ « وقتی همسرشون هستی و صبح میری که بیدارشون کنی » ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط