Bear town
Bear town
part 10
بنیامین
بعد اسکیت کردن دیدیم ساعت سه ظهره و ما همچنان عین دیوانه ها اسکیت میکنیم
ا/ت گفتش که زیاد خودمو خسته نکنم که بعد از ظهرم تمرین دارم ولی گوش نکردم
عرق کرده بودم و ماهیچه هام درد میکرد
خودمونو انداختیم رو زمین
ا/ت: من گشنمه
بنی: منم..ناسلامتی ساعت سه عه
ا/ت:چیییی..شوخی میکنی نه؟
بنی: نه
ا/ت: *نق نق* من گشنمهه
بنی: بیا بریم رستوران
ا/ت: باشه ولی اول بیا بریم خونه دوش بگیریم بعد بوی گوه میدیم
بنی: موافقم
ا/ت
تلو تلو خوران رفتیم خونه و برای اینکه وقت گیر بیاریم دونفره دوش گرفتیم و سریع لباس پوشیدم و با ماشین ولوو اش رفتیم رستوران
ضعف کرده بودم و بی اعصاب بودم
بتی به جای من سفارش داد و دوتامونم سرمونو عین بدبختا گذاشته بودیم روی میز و خوابمون برد
واقعا خسته بودیم
*
گارسون: *سعی در صدا درآوردن و بیدار کردن ..آقا و خانوم اوویچ؟! غذاتون اماده اس
ا/ت:وقتی چشمامو باز کردم یک چیز برگر گذاشتن جلوم و بنی هم برای خودش استیک گفته بود* ممنون *زیر لب*
گارسون: از تمرین برگشتین؟!
ا/ت: بله *کل شهر مارو میشناسن*
گارسون: خسته نباشید *رفتن*
ا/ت:دوتامونم شروع کردیم به خوردن و هرزگاهی از غذای همدیگه کش میرفتیم و نوشابه امون رو سر کشیدیم
چون آقا تمرین دارع نمیتونیم مشروب بخوریم ولی قرار شد با بقیه بخوریم*وایی دارم میترکم عالی بود
بنی: دقیقا..حالا کی میخاد رانندگی کنه؟
ا/ت: منن..لطفاا
بنی: باشه فقط سریع برو که بریم بخوابیم
part 10
بنیامین
بعد اسکیت کردن دیدیم ساعت سه ظهره و ما همچنان عین دیوانه ها اسکیت میکنیم
ا/ت گفتش که زیاد خودمو خسته نکنم که بعد از ظهرم تمرین دارم ولی گوش نکردم
عرق کرده بودم و ماهیچه هام درد میکرد
خودمونو انداختیم رو زمین
ا/ت: من گشنمه
بنی: منم..ناسلامتی ساعت سه عه
ا/ت:چیییی..شوخی میکنی نه؟
بنی: نه
ا/ت: *نق نق* من گشنمهه
بنی: بیا بریم رستوران
ا/ت: باشه ولی اول بیا بریم خونه دوش بگیریم بعد بوی گوه میدیم
بنی: موافقم
ا/ت
تلو تلو خوران رفتیم خونه و برای اینکه وقت گیر بیاریم دونفره دوش گرفتیم و سریع لباس پوشیدم و با ماشین ولوو اش رفتیم رستوران
ضعف کرده بودم و بی اعصاب بودم
بتی به جای من سفارش داد و دوتامونم سرمونو عین بدبختا گذاشته بودیم روی میز و خوابمون برد
واقعا خسته بودیم
*
گارسون: *سعی در صدا درآوردن و بیدار کردن ..آقا و خانوم اوویچ؟! غذاتون اماده اس
ا/ت:وقتی چشمامو باز کردم یک چیز برگر گذاشتن جلوم و بنی هم برای خودش استیک گفته بود* ممنون *زیر لب*
گارسون: از تمرین برگشتین؟!
ا/ت: بله *کل شهر مارو میشناسن*
گارسون: خسته نباشید *رفتن*
ا/ت:دوتامونم شروع کردیم به خوردن و هرزگاهی از غذای همدیگه کش میرفتیم و نوشابه امون رو سر کشیدیم
چون آقا تمرین دارع نمیتونیم مشروب بخوریم ولی قرار شد با بقیه بخوریم*وایی دارم میترکم عالی بود
بنی: دقیقا..حالا کی میخاد رانندگی کنه؟
ا/ت: منن..لطفاا
بنی: باشه فقط سریع برو که بریم بخوابیم
- ۹.۱k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط