{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه

ادامه***...

زیاد صدای زیادی رو پخش میکرد..
+:ع..عا..عا..عای..ب..بسه..اررروم لطفا قربان....عاااخ فااک..
با حس ریخته شدن مایعی سفید زانو هاش شل شد و سر زمین افتاد..
مرد بدون توجهی ب پسر افتاده خسته خودش رو تمیز کرد.. و با پوشیدن حوله ای ک فقط تا نصف ش رو میپوشوند از حموم خارج شد:او..سلام مامان!..
...
خدایی‌حمایت‌نمیکنین؟؟؟!..دارم‌ریسک‌میکنما
شاید دلتون میخواد بیشتر بکنمتون؟..
لایک:²⁰
کامنت:¹⁹..*غیر افراد تکراری
دیدگاه ها (۷۵)

چون که...!

کپشنن..!

اشتباه خاص!پارت¹⁸+:با حس تلخی تو دهنش سریع خواست عقب بکشه..ا...

اشتباه خاص!پارت¹⁷صدای عربده و ناله های جونگکوک توی عمارت پخش...

اشتباه خاص!پارت¹⁹+:زانوهاش شل شده و با برخورد زانوهاش با سرا...

پارت 119

جنون مافیا ☆part12S1☆شب.... سوجین: بابا دختره احمق خوشحال با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط