ازدواج اجباری
ازدواج اجباری
پارت 23
امروز میخواستم با فیلیکس دوستم برم بار
رفتم سریع أماده شدم و دوست دختر فیلیکس هم اومده بود
باز ترین لباس ممکنمرو پوشیدم موهام رو که بلوند کرده بودم. و باز گذاشتم و رفتم دیدم فیلیکس با ماشینش منتظرمه
فیلیکس:چطوری خوشگله
لوسی: ممنون
یوری : سلام لوسی جونم
لوسی: سلام زیبام
و راه افتادیم رسیدم
بوی بدی میومد
رفتیم مو یگوشه نشستیم
ویو جونکوک ✨
بعد از رفتن لوسی دیگ اون آدم سابق نشدم رفتارام و کار هام خیلی عوض شده بودن
امروز تصمیم گرفتم برم بار
خیلی حالم بد بود
وارد بار شدم
یه دختر با موهای بلوند دیدم که خیلی خوشگل بود
رفتم سمتش و کنارش نشستم ولی اون داشت با اون پسره
چی چیییی اون فیلیکس دوست لوسی زدم به شونه ی همون دختره وقتی برگشت پشمام ریخت
اون اون لوسی بود
لوسی : چی چییی جونکوک
جونکوک:به به چه خوب که با موهای خوشگلتون میبینمتون کیم لوسی
لوسی : تو اینجا چیکار میکنی ؟
ادامه دارد....
پارت بعدییی؟
پارت 23
امروز میخواستم با فیلیکس دوستم برم بار
رفتم سریع أماده شدم و دوست دختر فیلیکس هم اومده بود
باز ترین لباس ممکنمرو پوشیدم موهام رو که بلوند کرده بودم. و باز گذاشتم و رفتم دیدم فیلیکس با ماشینش منتظرمه
فیلیکس:چطوری خوشگله
لوسی: ممنون
یوری : سلام لوسی جونم
لوسی: سلام زیبام
و راه افتادیم رسیدم
بوی بدی میومد
رفتیم مو یگوشه نشستیم
ویو جونکوک ✨
بعد از رفتن لوسی دیگ اون آدم سابق نشدم رفتارام و کار هام خیلی عوض شده بودن
امروز تصمیم گرفتم برم بار
خیلی حالم بد بود
وارد بار شدم
یه دختر با موهای بلوند دیدم که خیلی خوشگل بود
رفتم سمتش و کنارش نشستم ولی اون داشت با اون پسره
چی چیییی اون فیلیکس دوست لوسی زدم به شونه ی همون دختره وقتی برگشت پشمام ریخت
اون اون لوسی بود
لوسی : چی چییی جونکوک
جونکوک:به به چه خوب که با موهای خوشگلتون میبینمتون کیم لوسی
لوسی : تو اینجا چیکار میکنی ؟
ادامه دارد....
پارت بعدییی؟
- ۲۴.۹k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط