مهربان ترین زن ها هم
مهربان ترین زن ها هم
یک شیشه در خانه ی خاطرات خود دارند
که درونش خون یک مرد جمع شده
ما بیچاره ها همه جا هستیم
حالا یکی مان درون شیشه ی عطر
بی استفاده مانده
یکی مان درون چشم بوده با اشک ریخته
یکی سرازیر روی لب
به پیراهن مرد دیگری خورده و جا انداخته
یکی مان هم قطره قطره روی ناخن ها
با درد
سیب نصف کرده یا روی کمر کسی غیر خودش
زجر کشیده
یکی مان درون قاب عکسی
رو به دیوار
زیر اسباب کهنه ی انباری
فراموش شده
و یکی هم بسته بندی شده
لای لوازم آرایش
همیشه هست
نه تمام می شود
نه به کار می آید
یک شیشه در خانه ی خاطرات خود دارند
که درونش خون یک مرد جمع شده
ما بیچاره ها همه جا هستیم
حالا یکی مان درون شیشه ی عطر
بی استفاده مانده
یکی مان درون چشم بوده با اشک ریخته
یکی سرازیر روی لب
به پیراهن مرد دیگری خورده و جا انداخته
یکی مان هم قطره قطره روی ناخن ها
با درد
سیب نصف کرده یا روی کمر کسی غیر خودش
زجر کشیده
یکی مان درون قاب عکسی
رو به دیوار
زیر اسباب کهنه ی انباری
فراموش شده
و یکی هم بسته بندی شده
لای لوازم آرایش
همیشه هست
نه تمام می شود
نه به کار می آید
- ۷۵۳
- ۳۰ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط