{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آری، پاییز نزدیک است،

آری، پاییز نزدیک است،
اما پاییز که همیشه صدای خش و خش برگ ها در گذر ها نیست،
پاییز که همیشه با بوی مهر نمی آید،
پاییز گاهی در زیر سیگاری روی میز، زیر انبوهی از خاکستر است،
گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقه ی لباسی تا شده،
گاهی هم نم بارانیست که گوشه چشمانت می درخشد.
پاییز که همیشه لای برگ های زرد و نارنجی نیست،
گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز،
گاهی قهوه ایست که سر می رود، غذاییست که ته می گیرد و لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می نشیند.
ساده بگویمت،
دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است...
دیدگاه ها (۱)

مهربان ترین زن ها همیک شیشه در خانه ی خاطرات خود دارند که در...

دلم برای چه خبر چه خبر هایمان تنگ شدههمان چه خبرهایی که یعنی...

نمیدانم گناه #توستیاعیب چشمهای من؟!اینکه بعد از #تـو تمام عا...

وقتی تصمیم می گیرییک احساس رابه سرانجامی به نام " ازدواج " ب...

عاشقانه های شبنم

🍂🤍در گوشه‌ای از این جهانِ پرهیاهو، هنوز جاهایی هست که زمان د...

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁹فنجون قهوه‌ش از دستش افتاده بود و دست...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

《검은 마음》پارت دهم | روزهای معمولی... یا شاید نهصبح سه‌شنبه...ح...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽¹:¹🕊از ز...

dark life =22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط