پارت ۵
پارت ۵
فرشته ی مرگ من
ویو کوک
کمک گریه هاش کم شده و نفسش منظم فهمیدم ک تو بغل من خوابیده ( ناخواسته س لبخند کنده رو لباش اومد و اونم بدش نمیومد چون هم پسر عموش بود و هم ب لیلی حس داشت )
ویو لیلی
بله شدم دیدم ک رو پا های کوک و داره رانندگی میکنه
با تعجب داشتم نگاه ب کوک میکردم ک
کوک گفت ، پرنسسی خوابالو چطوره ؟ بلاخره آروم شدی ؟
لیلی تازه آمپرش بالا اومد گفت آ آ آره خیلی ممنون اوخ راستی پاهات ..... ببخشید
کوک ، نه بابا خیلی سبکی رسیدیم پیاده شو
ویو لیلی
ما الان.......
۱۴ تا لایک
۶ تا کامنت
و تا بازنشر
فرشته ی مرگ من
ویو کوک
کمک گریه هاش کم شده و نفسش منظم فهمیدم ک تو بغل من خوابیده ( ناخواسته س لبخند کنده رو لباش اومد و اونم بدش نمیومد چون هم پسر عموش بود و هم ب لیلی حس داشت )
ویو لیلی
بله شدم دیدم ک رو پا های کوک و داره رانندگی میکنه
با تعجب داشتم نگاه ب کوک میکردم ک
کوک گفت ، پرنسسی خوابالو چطوره ؟ بلاخره آروم شدی ؟
لیلی تازه آمپرش بالا اومد گفت آ آ آره خیلی ممنون اوخ راستی پاهات ..... ببخشید
کوک ، نه بابا خیلی سبکی رسیدیم پیاده شو
ویو لیلی
ما الان.......
۱۴ تا لایک
۶ تا کامنت
و تا بازنشر
- ۱۷۰
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط