{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

'

'
من کسی بودم که,زود می خندیدم
زود دل می بستم,دیر می رنجیدم

من کسی بودم که,زود می بخشیدم
این جهانو انگار,ساده تر می دیدم

زندگی تو رگ هام,مثل خون جاری بود
قلب من بیزار از,حس بیزاری بود

بی خبر از حال قلب غمگین بودم
راه همواری رو بی تو می پیمودم

تا رسیدی از راه,قلبمو دزدیدی
دل من عاشق شد,کاش می فهمیدی

کاش می فهمیدی که چه داغون بودم
بی تفاوت بودی,من پریشون بودم

بعد تو با دنیا,با دلم درگیرم
از تو که نه اما از خودم دلگیرم

من کسی هستم که,بی رمق می خندم
زود ابری میشم,دیر دل می بندم
دیدگاه ها (۱)

حالا درسته من مخم واسه تو از قبل زده س ولی باز تو یه تلاشی ب...

ری: دیگه حتی رُفقام هم نمی خوان با من حرف بزنن! اِدی: مطمئنی...

پدرم میگفت پدربزرگت دوستت دارم را یک بار هم به زبان نیاورد، ...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

پارت پانزدهم | خوشبختییک ماه بعد...هوای سئول، مثل اولین روز ...

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

My lovely neighbor part : 67

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

من از این فاصله ها. فاصله ها دلگیرمبی تو اینجا چه غریبانه شب...

هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی، دشنه زدی، ...

هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی، دشنه زدی، ...

هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی، دشنه زدی، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط