{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم

هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی، دشنه زدی، خندیدم

معنی تک تک رفتار تو را می فهمم
ساده لوحیست بگویم که نمی فهمیدم

بسته بودم لب از آن درد و از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ نمی پرسیدم

عاقبت سرد شدم، خسته شدم، یخ کردم
مثل خورشید، غروبی که نمی تابیدم

اشک های دل من از تو و جفای تو نبود
بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم

برو ای دوست، برو، از تو گذشتم، خوش باش
برو ای یار که من جور تو را بخشیدم...
دیدگاه ها (۲)

هر کجا جامی ز عشق آمد بدستت نوش کنهــر که میگوید سخن از مهــ...

خیره ام در چشمِ خیست حسرتم را درک کنقبله ام باش عاشقانه ، نی...

عمریست که ما زنده ولی زنده به گوریماز بدو تولد همه از اهل قب...

هرکسی عاشق شود کارش به عصیان می کشدعشق آدمهای ترسو را به مید...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

نشان سوخته.

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۲ *سانیار*سانیار : بابا‌؟ تو همچی...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۶: «اولی...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

P2بیلی: خداحافظ بیانکا: خداحافظ پیاده شدم. به سمت کلاس رفتم....

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣعصر همان روز، تو صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط