{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقل قول

نقل قول
امروز اتفاقی بعد مدتها سوار BRT شدم ؛
شلوغ بود ؛ چند ایستگاه که گذشت خلوت شد ماشین ؛ و تعداد صندلی های خالی زیاد شد ؛ تو یکی از ایستگاها این دو نفر مامورای عزیز شهرداری اومدن بالا ؛ با کمال تعجب نشستن روی زمین و روی صندلی ها نشستن ؛ وقتی ازشون سوال کردم چرا رو صندلی نمی شینید ؛ گفتن ؛ لباسامون کثیفه درست نیست ؛ تو کل مسیر من و بقیه مسافرا اصرار می کردیم که بشینن روی صندلی اما قبول نمی کردن ؛ اونجا بود که فهمیدم شعور و شخصیت هیچ ربطی به شغل و جایگاه توی اجتماع نداره ؛ اونجا بود که فهمیدم چقد کم داریم از این آدما تو کشورمون..

سید سینا میرمجیدی از تهران

@piaderoo
دیدگاه ها (۶)

قبلنا فکر می کردم دنیا از روی قبیله ها تقسیم می شه. قبیله ی ...

داستان بسیارجالب ازبهلولبهول شبی در خانه اش مهمان داشت ودر ح...

ریاکشن

"forgive me"single part. kim taehuong. ویو ات : چند وقتی بود...

ادامه پارت ۱۷ قسمت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط